
خبرگزاری مهر، گروه استانها- کوروش دیباج: ریزش بخشی از طبقه دوم قنات تاریخی مون اردستان در روزهای گذشته، اگرچه با اقدام فوری مقنیها و مدیریت بحران شهرستان به صورت موضعی مهار شد، اما بار دیگر نگاه کارشناسان میراث فرهنگی و متخصصان قنات را به یکی از پیچیدهترین سازههای آبی ایران معطوف کرد؛ سازهای که نه تنها برای مردم اردستان منبع حیاتی آب به شمار میآید، بلکه در مقیاس جهانی نمونهای کمنظیر از مهندسی آب در تمدن ایرانی است.
قنات مون که در سال ۱۳۹۵ در قالب پرونده قناتهای ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد که به دلیل ساختار دوطبقه خود جایگاهی ویژه در میان سامانههای سنتی مدیریت آب دارد. در این قنات دو رشته تونل در دو تراز متفاوت حفر شدهاند و هر یک جریان آبی مستقل دارند؛ ویژگیای که آن را به تنها قنات دوطبقه شناختهشده جهان تبدیل کرده است. با این حال حادثه اخیر نشان داد که این شاهکار مهندسی، همانند بسیاری از میراثهای زنده ایران، در برابر ضعف نظام نگهداری و خلأ مدیریت یکپارچه آسیبپذیر است.

هرچند علت مستقیم ریزش، انسداد مسیر و لایروبی نشدن دورهای اعلام شده است، اما بررسیهای میدانی و نظر کارشناسان نشان میدهد مسئلهای عمیقتر در پس این حادثه قرار دارد؛ مسئلهای که به ساختار مدیریت قنوات ثبت جهانی، فشارهای جدید محیطی و تغییر الگوی بهرهبرداری از منابع آب بازمیگردد. خبرگزاری مهر در گفتگو با کارشناسان حوزه قنات و میراث فرهنگی، ابعاد تازهای از وضعیت قنات مون و چالشهای پیش روی آن بررسی کرده است.
قنات دوطبقهای که معماری آن هنوز برای پژوهشگران شگفتآور است
محمدرضا یزدانی، پژوهشگر مهندسی قنوات و عضو هیئت علمی دانشگاه، در گفتگو با خبرنگار مهر تأکید میکند: اهمیت قنات مون فراتر از یک سازه محلی است و باید آن را یکی از پیچیدهترین نمونههای مهندسی هیدرولیک در تاریخ ایران دانست.
به گفته او ساخت قنات دوطبقه به دانش بسیار دقیق از رفتار آبهای زیرزمینی نیاز داشته است. مقنیان قدیم باید به گونهای تونلها را طراحی میکردند که دو جریان آب در فاصلهای محدود از یکدیگر حرکت کنند، اما هیچگونه نشت یا اختلاطی میان آنها رخ ندهد. چنین طراحی بدون شناخت دقیق از جنس خاک، شیب زمین و فشار آب عملاً امکانپذیر نیست.

یزدانی توضیح میدهد: در بسیاری از قنوات ایران، اگرچه شاخههای فرعی یا تغییرات ارتفاعی دیده میشود، اما ایجاد دو رشته مستقل در دو تراز متفاوت که در طول مسیر به یکدیگر برخورد نکنند، کاری بسیار دشوار بوده است. به همین دلیل قنات مون در ادبیات علمی قنات به عنوان نمونهای استثنایی شناخته میشود.
او با اشاره به حادثه اخیر معتقد است: ریزش رخ داده صرفاً یک حادثه فنی ساده نیست، بلکه نشانهای از کاهش تابآوری سازه در برابر فشارهای جدید است. در گذشته جریان دائمی آب و نگهداری مستمر توسط مقنیها باعث میشد دیوارههای تونلها پایدار بمانند. اما وقتی چند سال لایروبی انجام نشود، رسوبات، ریشه گیاهان و فرسایش تدریجی میتوانند پایداری سازه را کاهش دهند.
این پژوهشگر قنات همچنین تأکید میکند: قناتها سازههایی زنده هستند و برخلاف بناهای تاریخی که صرفاً نیازمند حفاظت کالبدیاند، قنات برای بقا به جریان آب، نگهداری مستمر و حضور بهرهبرداران نیاز دارد.
به گفته او اگر این چرخه طبیعی نگهداری مختل شود، حتی مستحکمترین قنوات نیز به مرور دچار آسیب خواهند شد.
یزدانی در ادامه میگوید: در قنات مون به دلیل وجود دو طبقه، حساسیت سازه دو برابر است. هرگونه انسداد یا تغییر در فشار آب میتواند تعادل میان دو لایه را برهم بزند و حتی خطر نفوذ آب یک طبقه به طبقه دیگر را ایجاد کند؛ اتفاقی که در صورت وقوع میتواند به تخریب ساختاری قنات منجر شود.
او معتقد است حادثه اخیر باید به عنوان یک هشدار جدی برای مدیریت قنوات جهانی شده تلقی شود؛ زیرا بسیاری از این قنوات در شرایط مشابهی قرار دارند و اگر برنامه نگهداری منظم برای آنها تدوین نشود، ممکن است در سالهای آینده با حوادث بیشتری روبهرو شویم.

ثبت جهانی بدون نظام نگهداری پایدار
فاطمه رستگار، کارشناس میراث جهانی و پژوهشگر مدیریت میراث فرهنگی، معتقد است حادثه اخیر قنات مون یک خلأ مهم در مدیریت آثار ثبت جهانی ایران را آشکار کرده است.
او در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: ثبت جهانی یک اثر، نقطه پایان حفاظت نیست بلکه آغاز مرحلهای پیچیدهتر از مدیریت آن است. در مورد قناتهای ایرانی، یونسکو بر مفهوم میراث زنده تأکید کرده است؛ یعنی سازهای که حیات آن وابسته به فعالیت انسانی و نگهداری مستمر است.
رستگار توضیح میدهد: در بسیاری از مناطق پس از ثبت جهانی قناتها، نوعی برداشت نادرست در میان بهرهبرداران شکل گرفته است. برخی تصور میکنند از این پس نگهداری قنات بر عهده دولت یا اداره کل میراث فرهنگی است، در حالی که طبق قوانین موجود، مسئولیت اصلی لایروبی و مرمت همچنان با مالکان و بهرهبرداران قنات است.
به اعتقاد او این دوگانگی در مسئولیتها یکی از مشکلات جدی مدیریت قنوات است. از یک سو دستگاههای دولتی اختیارات محدودی دارند و از سوی دیگر بهرهبرداران نیز گاه توان مالی یا انگیزه کافی برای نگهداری مستمر را ندارند.
رستگار همچنین به تغییرات اجتماعی در مناطق روستایی اشاره میکند و میگوید: در گذشته قنات بخشی از نظام معیشتی جامعه بود و همه ذینفعان در نگهداری آن مشارکت میکردند. اما با تغییر الگوهای کشاورزی و مهاجرت روستاییان، این نظام سنتی به تدریج تضعیف شده است.
او معتقد است برای قنوات ثبت جهانی باید الگوی مدیریتی جدیدی طراحی شود که در آن دولت، جامعه محلی و نهادهای تخصصی به صورت مشترک مسئولیت نگهداری را بر عهده بگیرند. در غیر این صورت ثبت جهانی به تنهایی نمیتواند ضامن حفاظت بلندمدت این سازهها باشد.
این کارشناس میراث جهانی تأکید میکند: قنات مون به دلیل ویژگی منحصربهفرد خود اهمیت بینالمللی دارد و هرگونه آسیب به آن میتواند در سطح جهانی نیز بازتاب داشته باشد.

لایروبی؛ حلقه فراموششده در مدیریت قنوات
مصطفی پورشفیع، رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اردستان، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره حادثه اخیر توضیح میدهد: ریزش در بخشی از رشته بالایی قنات رخ داده و علت اصلی آن انسداد مسیر آب و لایروبی نشدن در سالهای اخیر بوده است.
به گفته او این ریزش در محدوده اراضی کشاورزی دشت بازار اردستان و در نزدیکی چاههای دسترسی رخ داده و همین موضوع باعث شد جریان آب در طبقه دوم قنات به طور کامل متوقف شود.
پورشفیع میگوید: بلافاصله پس از اطلاع از این موضوع، جلسه مدیریت بحران شهرستان با حضور فرماندار، هیئت امنای قنات، اداره منابع آب، جهاد کشاورزی و میراث فرهنگی تشکیل شد و تصمیم گرفته شد برای جلوگیری از آسیب به ساختار قنات، آب از طریق پمپ و لولهگذاری از چاههای بالادست به مسیر پایینتر منتقل شود.
او توضیح میدهد: همزمان دو گروه مقنی از دو سمت مسیر شروع به آواربرداری و لایروبی کردند و پس از حدود دو هفته توانستند مسیر را بازگشایی کنند و جریان آب دوباره برقرار شد.
به گفته پورشفیع تاکنون حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ متر از مسیر قنات لایروبی شده، اما بخش قابل توجهی از مسیر همچنان نیازمند پاکسازی و اصلاح است و اگر این عملیات به طور کامل انجام نشود، احتمال بروز انسداد دوباره وجود دارد.
او همچنین به ساختار مالکیتی قنات اشاره میکند و میگوید: قنات مون حدود ۱۳۰۰ سهم دارد و هر سهم متعلق به بهرهبردار یا کشاورز مشخصی است که از آب آن برای آبیاری باغات و اراضی کشاورزی استفاده میکند.
پورشفیع تأکید میکند: طبق قانون توزیع عادلانه آب، مسئولیت اصلی لایروبی قنوات بر عهده همین مالکان و بهرهبرداران است، هرچند دستگاههای دولتی نیز میتوانند از محل اعتبارات حوزه قنوات در این زمینه کمک کنند.
او میگوید: بهرهبرداران قنات تاکنون حدود یک میلیارد تومان برای مشارکت در لایروبی اعلام آمادگی کردهاند، اما برآورد کارشناسان نشان میدهد برای لایروبی کامل این رشته قنات حدود سه تا چهار میلیارد تومان اعتبار نیاز است.

تهدیدهای جدید برای سازهای دوهزار ساله
حمیدرضا دهقانی، متخصص زمینشناسی مهندسی و پژوهشگر سامانههای سنتی آب، معتقد است قنات مون امروز با مجموعهای از تهدیدهای جدید مواجه است که در گذشته وجود نداشت.
او در گفتگو با خبرنگار مهر توضیح میدهد: یکی از مهمترین این تهدیدها تغییر کاربری زمینهای اطراف مسیر قنات است. عبور ماشینآلات سنگین کشاورزی یا راهسازی از روی مسیر قنات میتواند فشار مضاعفی به سقف تونلها وارد کند و احتمال ریزش را افزایش دهد.
دهقانی میگوید: بسیاری از قنوات تاریخی در زمانی حفر شدهاند که وزن بارهای سطحی بسیار کمتر از امروز بوده است. در آن زمان نه تراکتورهای سنگین وجود داشت و نه ماشینآلات راهسازی که بتوانند چنین فشارهایی را به زمین وارد کنند.
او همچنین به کاهش سطح آبهای زیرزمینی در بسیاری از مناطق کشور اشاره میکند و میگوید: تغییرات هیدرولوژیک میتواند تعادل طبیعی قناتها را برهم بزند. اگر دبی آب کاهش یابد، رسوبات بیشتری در مسیر تونلها باقی میماند و همین مسئله احتمال انسداد را افزایش میدهد.
به گفته این پژوهشگر، در قناتهای دوطبقه مانند مون حساسیت سازهای بیشتر است، زیرا هرگونه تغییر در جریان آب یک طبقه میتواند بر پایداری طبقه دیگر نیز اثر بگذارد.

دهقانی تأکید : حفاظت از قنات مون تنها با لایروبی مقطعی امکانپذیر نیست و باید یک برنامه پایش مستمر برای آن طراحی شود. این برنامه باید شامل بررسی دورهای پایداری تونلها، کنترل فعالیتهای سطحی در حریم قنات و استفاده از فناوریهای نوین برای پایش وضعیت سازه باشد.
او در پایان میگوید: قنات مون نه تنها میراثی برای اردستان بلکه بخشی از حافظه مهندسی جهان است و حفظ آن نیازمند نگاهی فراتر از مدیریت محلی است.
ریزش قنات مون و مسئلهای فراتر از یک حادثه محلی
حادثه اخیر قنات مون اگرچه با تلاش مقنیها و همکاری دستگاههای محلی مهار شد، اما برای بسیاری از کارشناسان زنگ هشداری جدی به شمار میآید. این حادثه نشان داد که حتی برجستهترین نمونههای مهندسی سنتی ایران نیز بدون نظام نگهداری پایدار در معرض خطر قرار دارند.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا این هشدار میتواند به نقطه عطفی در مدیریت قنوات ثبت جهانی تبدیل شود یا آنکه قنات مون نیز همچون بسیاری از میراثهای ارزشمند کشور، تنها پس از وقوع بحران مورد توجه قرار خواهد گرفت.





