
یادداشت مهمان- مهدی قیاسی کارگرمقدم «پژوهشگر و مدرس نقد معنویتهای نوپدید»:در دهههای اخیر یوگا به یکی از فراگیرترین پدیدههای فرهنگی در جهان تبدیل شده است. میلیونها نفر در باشگاهها، استودیوهای ورزشی و حتی در خانه به تمرین حرکات یوگا میپردازند و آن را راهی برای آرامش، تناسب اندام و کاهش استرس میدانند. با این حال پرسش مهمی در این میان مطرح میشود: آیا آنچه امروز با عنوان یوگا شناخته میشود همان سنت کهن هندی است، یا در مسیر جهانیشدن دچار دگرگونیهای اساسی شده است؟
یوگا در سنتهای کلاسیک هند تنها مجموعهای از حرکات بدنی نبود. در متون کهنی مانند «یوگا سوترا»ی پتنجلی، یوگا به عنوان یک نظام جامع معرفتی معرفی میشود که هدف نهایی آن رسیدن به نوعی رهایی معنوی است. در این چارچوب، تمرینات بدنی یا همان «آسانا» تنها یکی از مراحل مسیر یوگا به شمار میرفتند. مراحل دیگر شامل کنترل نفس، تمرکز ذهن، مراقبه و در نهایت دستیابی به حالتی به نام «سمادی» بود؛ حالتی که در آن ادعا میشود فرد به نوعی آگاهی فراتر از تجربه معمولی دست مییابد. بنابراین در سنت اصلی، یوگا بیش از آنکه یک ورزش باشد، نوعی مسیر شبه معنوی برای تغییر درک انسان از خود و جهان تلقی میشد.
با این حال هنگامی که یوگا از بستر فرهنگی و مذهبی هند خارج شد و وارد جوامع غربی گردید، به تدریج دچار تغییراتی شد. این تغییرات تا حد زیادی ناشی از تلاش برای سازگار کردن یوگا با فرهنگها و نیازهای جدید بود. بسیاری از عناصر فلسفی و دینی که در سنت کلاسیک نقش محوری داشتند، در نسخههای مدرن یوگا در حاشیه قرار گرفتند. در مقابل، تمرکز اصلی بر جنبههای جسمانی و سلامتمحور این تمرینها قرار گرفت. نتیجه این روند آن بود که یوگا در بسیاری از نقاط جهان به عنوان نوعی تمرین بدنی آرامشبخش معرفی شد، نه یک نظام فکری و معنوی.
فرآیند «ورزشانگاری» یوگا
یکی از مهمترین تحولاتی که در مسیر جهانیشدن یوگا رخ داد، پدیدهای است که برخی پژوهشگران از آن با عنوان «ورزشانگاری» یاد میکنند. در این فرآیند، یوگا به تدریج در چارچوب فرهنگ ورزش و تناسب اندام بازتعریف شد. استودیوهای یوگا در کنار باشگاههای بدنسازی شکل گرفتند و کلاسهای یوگا به برنامهای برای تقویت عضلات، افزایش انعطافپذیری و کاهش استرس تبدیل شدند.
این تغییر البته مزایایی نیز داشت. بسیاری از افراد که شاید هرگز علاقهای به سنتهای معنوی شرق نداشتند، از طریق همین نسخه سادهتر با حرکات یوگا آشنا شدند. تحقیقات پزشکی نیز نشان دادهاند که برخی تمرینهای کششی و تنفسی میتوانند به بهبود انعطاف عضلات، کاهش اضطراب و افزایش تمرکز کمک کنند. اما در کنار این مزایا، این فرآیند باعث شد بخشهای مهمی از زمینه فکری و آسیبهای جسمی و فکری یوگا نادیده گرفته شود.
در بسیاری از تبلیغات مربوط به کلاسهای یوگا، این تمرینها به عنوان راهی سریع برای رسیدن به آرامش و زیبایی بدن معرفی میشوند. تصاویر رایج در شبکههای اجتماعی معمولاً افراد جوان و ورزشکاری را نشان میدهد که در محیطهای لوکس در حال انجام حرکات پیچیده هستند. این تصویرسازیها به تدریج یوگا را به بخشی از صنعت سبک زندگی تبدیل کرده است؛ صنعتی که در آن لباسهای مخصوص، دورههای آموزشی و حتی سفرهای گردشگری با محوریت یوگا عرضه میشود.
حذف تدریجی زمینههای فلسفی
در حالی که یوگا در قالب جدید خود بیشتر به عنوان فعالیتی جسمانی شناخته میشود، در متون سنتی این تمرینها بخشی از یک جهانبینی گستردهتر بودند. مفاهیمی مانند کارما، رهایی از چرخه تولد و مرگ، یا وحدت با حقیقت نهایی، در بسیاری از سنتهای یوگایی نقش محوری داشتند. این مفاهیم در نسخههای مدرن یا کاملاً حذف شدهاند یا به شکل مبهم و کلی مطرح میشوند.
این حذف گاه به دلایل فرهنگی صورت گرفته است. در جوامعی که پیرو سنتهای دینی متفاوتی هستند، ارائه یوگا به عنوان یک مسیر معنوی خاص ممکن است با مقاومت روبهرو شود. بنابراین سادهترین راه برای گسترش آن، ارائه یوگا به عنوان تمرینی خنثی و صرفاً سلامتمحور بوده است. اما این تغییر باعث شده درک عمومی از ماهیت یوگا تا حد زیادی دگرگون شود.
از سوی دیگر، برخی مربیان و مروجان یوگا تلاش میکنند همزمان دو تصویر متفاوت از آن ارائه دهند. از یک سو گفته میشود یوگا فقط ورزش است و هیچ ارتباطی با باورهای خاص ندارد، اما از سوی دیگر مفاهیمی مانند چاکراها، انرژیهای درونی یا آگاهی کیهانی نیز در کلاسها مطرح میشوند. این دوگانگی باعث میشود بسیاری از مخاطبان بدون آگاهی دقیق از پیشینه این مفاهیم، آنها را به عنوان واقعیتهایی مسلم بپذیرند.
یوگا به عنوان کالای فرهنگی
تحول دیگر در مسیر جهانیشدن یوگا، تبدیل آن به نوعی کالای فرهنگی است. در اقتصاد فرهنگی معاصر، بسیاری از عناصر سنتی از بستر اصلی خود جدا شده و در قالب محصولات جدید عرضه میشوند. یوگا نیز از این قاعده مستثنا نیست. امروزه بازار بزرگی پیرامون یوگا شکل گرفته است که شامل لباسهای مخصوص، ابزارهای تمرین، اپلیکیشنهای آموزشی و دورههای آنلاین میشود.
در این بازار، یوگا اغلب به عنوان راهحلی ساده برای مشکلات پیچیده زندگی مدرن معرفی میشود. تبلیغات معمولاً بر این نکته تأکید میکنند که چند دقیقه تمرین در روز میتواند استرسهای شغلی، اضطرابهای روزمره و فشارهای روانی را کاهش دهد. این وعدهها برای بسیاری از افراد جذاب است، زیرا زندگی شهری مدرن سرشار از تنش و رقابت است و هر راهی برای دستیابی به آرامش مورد استقبال قرار میگیرد.
با این حال این نوع بازاریابی گاه تصویری بیش از حد ساده از واقعیت ارائه میدهد. مشکلات روانی و اجتماعی انسان مدرن ریشههای پیچیدهای دارند و نمیتوان آنها را صرفاً با چند تمرین بدنی حل کرد. هنگامی که یوگا به عنوان راهحلی فراگیر برای تمام مشکلات معرفی میشود، خطر آن وجود دارد که افراد از مواجهه جدی با مسائل عمیقتر زندگی خود باز بمانند.
در نهایت میتوان گفت یوگا در مسیر حرکت از شرق به غرب دچار دگرگونیهای قابل توجهی شده است. آنچه امروز در بسیاری از نقاط جهان با این نام شناخته میشود، ترکیبی از عناصر سنتی و بازتعریفهای مدرن است. درک این دگرگونیها میتواند به ما کمک کند تصویر دقیقتری از این پدیده فرهنگی داشته باشیم؛ تصویری که نه آن را صرفاً یک ورزش ساده میبیند و نه بدون بررسی انتقادی، تمام ادعاهای معنوی پیرامون آن را میپذیرد.





