
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابطعمومی موزه سینما، برنامه «کلاسیکهای کانون» به همت کانون کارگردانان سینمای ایران و موزه سینمای ایران و با همکاری فیلمخانه ملی ایران در سالن سینماتوگراف موزه سینمای ایران برگزار شد و مولفههای سینمایی آثار بهرام بیضایی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.
مدیریت برنامه را اصغر نعیمی فیلمساز بر عهده داشت و سعید قطبی زاده، حبیب رضایی، حسن رضایی، غلامرضا موسوی، جابر قاسمعلی، میثم زندی و وحید موسائیان، از جمله حاضران در رویداد بودند.
اصغر نعیمی در ابتدای جلسه پس از خیر مقدم به حاضران در نشست، با یک دقیقه سکوت یاد بهرام بیضایی را گرامی داشت و درباره دلیل تاخیر چند ماهه در برگزاری بزرگداشت بهرام بیضایی از سوی کانون کارگردانان سینمای ایران با اشاره به وقوع جنگ اظهار کرد: برگزاری برنامهای در خور و در شأن استاد بهرام بیضایی بهویژه در بزرگداشت و سوگواری درگذشت وی بدون شک در برنامههای کانون کارگردانان سینمای ایران قرار داشت. شورای مرکزی کانون کارگردانان به جد پیگیر برگزاری یک برنامه بزرگداشت برای این کارگردان یگانه و بیبدیل سینمای ایران بود کما اینکه پیش از این، در حیطه انجام وظیفه صنفی خود، مراسمهای باشکوهی برای درگذشت دیگر اساتید سینما همچون ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی و کامبوزیا پرتوی تدارک دیده بود. متأسفانه اتفاقاتی که پشت سر گذاشتیم، به طور عملی امکان برگزاری این مراسم را از کانون کارگردانان سینمای ایران سلب کرد.
وی گفت: همچنان امیدواریم بتوانیم در شرایط دیگری مجلسی کامل و باشکوه را به بزرگداشت این کارگردان و مرور کارنامه سینمایی او اختصاص بدهیم. در حال حاضر و تا زمانی که فرصت مناسب آن بزرگداشت فراهم شود، ترجیح داده شد که برای زنده نگهداشتن یاد و خاطره بهرام بیضایی یکی از بهترین آثار او را با نام «سگ کشی» به نمایش بگذاریم که در زمان اکران هم مورد توجه منتقدان قرار گرفت و همچنین، پرفروشترین فیلم سال شد. همچنین، از فیلمخانه ملی ایران با مدیریت لادن طاهری برای همکاری تنگاتنگ او با کانون در زمینه مرمت آثار و همین طور، فاطمه محمدی مدیر موزه سینمای ایران برای در اختیار گذاشتن فرصت برگزاری این نشستها تشکر میکنم.
سپس، سعید قطبی زاده منتقد سینما در سخنان ابتدایی خود عنوان کرد: من دو بار تا به حال امکان مصاحبه با بهرام بیضایی داشتم. یکبار با محوریت نمایش «شب هزار و یکم» و دیگری در زمان «سگ کشی». هنگامی که با فیلمساز مواجهه صورت میگیرد، احساس میکنید که این فیلمها، چکیدهای از دانش، سواد و درک و فهم او از سینما و همینطور، از جهان است. در خلال این ۲ گفتگو متوجه شدم که بهرام بیضایی چقدر سینما میشناسد و این واضح است که هر سینماگر صاحب سبکی، سینما را میشناسد. ۲ نوع شناخت وجود دارد. یکی خودانگیخته و ثبت گونه که هر کارگردانی را وارد دنیایی میکند که ما با دیدن فیلمها، پا به آن دنیا میگذاریم. شناخت دوم، اینکه یک فیلمساز چقدر تاریخ سینما را میداند و به جریانها مسلط است.
وی درباره نگاه ویژه بیضایی به زنان توضیح داد: نگاه دیگری که در سینمای بیضایی وجود دارد و کشف دیرهنگام من از سینمای او است، نگاه ژانری او به زنان است. بیضایی تسلط قابل توجهی بر سینما دارد و منظورم از سینما، تاریخ سینماست. بهرام بیضایی عاشق فیلم دیدن بود به طوری که میتوانستید ساعتها با او راجع به فیلمسازان مختلف حرف بزنید. هر توضیح ایشان راجع به هر گوشه تاریخ سینما یک درس بزرگ بود و مصداقش هم همان کتاب «هیچکاک در قاب» است. این کتاب برگرفته از یک سخنرانی بهرام بیضایی بود که به حالت مکتوب درآمده و میتوان آن را در کنار بهترین منابع هیچکاک شناسی قرار داد. در «سگ کشی»، شخصیت زن همان شخصیت امیدوار، کوشا و غمگین فیلم نوآر است.
قطبی زاده درباره خشم نهفته در «سگ کشی» گفت: بین ساخت «مسافران» تا «سگ کشی» ۱۰ سال فاصله میافتد. در آن ۱۰ سال، بیضایی طرحهای زیادی به وزارت ارشاد ارائه کرد که با سنگاندازی مواجه شد. این تلاش مکرر بیضایی برای ماندن در سینمای ایران، با سنگاندازیهای متعدد باعث خشمی شد که از نظر من در «سگ کشی» فوران میکند. جز گلرخ کمالی و پدرش با نقشآفرینی جمشید لایق، آدم خوبی در این فیلم وجود ندارد. من فکر میکنم مگر میشود در یک اثر ۱۴۳ دقیقهای، ناگهان این میزان خشم به مجموعهای از شخصیتها تبدیل شود که همگی دلال صفت و با نگرشی ضدزن هستند که در حال تلاش برای به اثبات رساندن این قدرت مردانه هستند. یک زن در میان مردان با همه وجود به علت عشقی که دارد، تلاش میکند تا پله پله به حقیقت برسد که این هم یک نگاه اساطیری است. آخرین تصویری که گلرخ کمالی از حقیقت میبیند، یک تصویر دهشتناک است و مواجه شدن او با حقیقت، شوکی است که در پایان اتفاق میافتد.
این منتقد سینما درباره تأثیرپذیری بیضایی از شاهنامه فردوسی و همچنین، سینمای آلفرد هیچکاک عنوان کرد: قبل از این جلسه و شب گذشته بار دیگر «سگ کشی» را دیدم، حس کردم آغاز فیلم شباهت بسیاری به «۳۹ پله» دارد که یکی از بهترین آثار انگلیسیزبان هیچکاک به شمار میرود. آنجا هم یک زن و یک مرد در خانه هستند و بیرون یک نفر کنار باجه تلفن ایستاده است که قصد کشتن آن زن را دارند. کشمکشی که بین رضا کیانیان و مجید مظفری در ابتدای فیلم وجود دارد، همانند آنچه است که در «۳۹ پله» رخ میدهد. این تاکید چندباره بیضایی بر ۳۰ درصد از پولی که قرار است با آنها چک پس گرفته شود به طوری که مژده شمسایی در دیالوگی میگوید: «۳۰ درصد از یک چیز بزرگ بیشتر از ۱۰۰ درصد یک چیز کوچک است». برگرفته از یک دیالوگ معروف فیلم سینمایی «بیلیاردباز» است. بیضایی با اینکه خودش بهترین دیالوگ نویس تاریخ نمایش ایران و تاریخ سینمای ایران است، مثل یک هنرجوی عاشق پیشه و مثل یک عاشق سینما، در ۶۰ سالگی آنقدر آغوشش باز است که ارتباط معنوی با تاریخ سینما دارد و اینها را در جهت پیشبرد فیلم اخذ میکند.
در ادامه، اصغر نعیمی یک فایل صوتی از بهرام بیضایی راجع به رویکرد خودش نسبت به فیلم سینمایی «سگ کشی» پخش کرد.
سعید قطبی زاده در پایان، درباره تاثیر زمانه بر نگاه فیلمساز یادآور شد: در «مسافران»، بیضایی مرگ را به مرحلهای برای عشق ورزیدن بدل میکند. حتی مرگ عزیزان در «مسافران» را بیضایی به شکل بِرشتی و با شکستن دیوار چهارم نشان میدهد در صحنهای که هما روستا جلوی دوربین قرار میگیرد. این نگرش امیدوارکنندهای که بیضایی در سالهای پایانی دهه ۶۰ و در «مسافران» داشت، با آغاز دهه ۷۰ و اتفاقاتی که پس از جنگ میافتد، تغییر می کند. در این دوران آرام آرام یک فضای باز سیاسی شکل میگیرد به صورتی که امثال بیضایی فرصت مییابند آثارشان را با فراغ بال بهتری بسازند و خبری از توقیف «باشو غریبه کوچک» نیست، مشخص است که زمانه دارد بر نگاه فیلمساز تاثیر میگذارد. این را نمیتوان نادیده گرفت.
با پایان نشست نقد و بررسی، مخاطبان به تماشای «سگ کشی» ساخته ماندگار بهرام بیضایی نشستند.





