
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، بر اساس آمارهای موجود، ایران سالانه بهطور متوسط حدود 23 میلیون تن کالای اساسی کشاورزی به ارزش نزدیک به 12 میلیارد دلار وارد میکند که بخش عمده آن به تأمین نیازهای غذایی کشور اختصاص دارد. در این میان، بیش از 17 میلیون تن از این واردات، معادل حدود 7.5 تا 8 میلیارد دلار، مربوط به نهادههای دامی شامل ذرت، جو، کنجاله و دانههای روغنی سویا است؛ نهادههایی که نقش مستقیم در تولید محصولات پروتئینی از جمله گوشت مرغ، تخممرغ و لبنیات دارند و از نقاط حساس زنجیره تأمین امنیت غذایی کشور محسوب میشوند.

اهمیت تنوع مبادی واردات در سیاستهای کلان کشور
مطابق با اسناد بالادستی و سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، تنوعبخشی به مبادی واردات کالاهای اساسی بهعنوان یک راهبرد کلیدی برای کاهش آسیبپذیری اقتصادی و جلوگیری از تبدیل غذا به ابزار فشار سیاسی مورد تأکید قرار گرفته است. در همین چارچوب، طی سالهای گذشته تلاش شده است تأمین اقلام اساسی از مسیرهای متنوع و کشورهایی با ریسک سیاسی پایینتر دنبال شود.
در این زمینه، به نقل از برخی مواضع پیشین رهبر انقلاب، تأکید شده است که انتخاب مسیرهای آسان و وابسته در تجارت خارجی میتواند در بلندمدت کشور را در موقعیت آسیبپذیر قرار دهد و قدرت چانهزنی طرفهای فشار را افزایش دهد.
مناقشه بر سر پیشنهاد خرید از آمریکا
در روزهای اخیر، برخی مقامات آمریکایی از جمله دونالد ترامپ مدعی شدهاند که منابع مالی آزادشده ایران باید صرف خرید محصولات کشاورزی از آمریکا شود؛ ادعایی که با واکنشهای مختلفی در فضای سیاسی و اقتصادی همراه بوده است.
بر اساس این دیدگاه، ایران باید از کشاورزان آمریکایی کالاهای اساسی مورد نیاز خود را تأمین کند؛ موضوعی که از سوی منتقدان بهعنوان تلاش برای ایجاد انحصار در بازار واردات غذا و بازتعریف وابستگی اقتصادی ایران ارزیابی میشود.
در مقابل، مقامات ایرانی نیز این ادعا را نادرست توصیف کرده و تأکید کردهاند که چنین برداشتهایی با مفاد تفاهمهای مرتبط با آزادسازی داراییها و حق تعیین محل مصرف منابع در تضاد است.
نگاه اقتصادی و چالشهای راهبردی
اگرچه از منظر صرف اقتصادی، معیارهایی مانند قیمت، کیفیت و زمان تحویل در تصمیمگیریهای تجاری اهمیت دارند، اما کارشناسان معتقدند در حوزه کالاهای اساسی، عوامل دیگری نظیر ریسک تحریمی، پایداری تأمین، هزینههای سیاسی و امنیت زنجیره تأمین نیز نقش تعیینکننده دارند.
در همین راستا، برخی تحلیلگران هشدار میدهند که تمرکز بر یک منبع واحد برای تأمین نهادههای دامی، بهویژه از کشوری با سابقه استفاده از ابزارهای مالی و تجاری برای اعمال فشار سیاسی، میتواند ریسک وابستگی را افزایش دهد و انعطافپذیری سیاست تأمین غذا را کاهش دهد.
همچنین بخشی از کارشناسان تأکید میکنند که حتی در مواردی که شرکتهای خارجی در تأمین کالا نقش داشتهاند، لزوماً منشأ کالا کشور واسطه نبوده و همین موضوع نشان میدهد ساختار تجارت این حوزه پیچیدهتر از خرید مستقیم از یک کشور خاص است.
پیامدهای احتمالی تمرکز واردات از یک کشور
در صورت پذیرش الگوی پیشنهادی مبنی بر استفاده انحصاری از منابع آزادشده برای خرید از آمریکا، برخی پیامدهای احتمالی از سوی تحلیلگران مطرح میشود که عبارتند از:
1- محدود شدن اختیار تصمیمگیری اقتصادی کشور در نحوه مصرف داراییهای آزادشده
2- افزایش وابستگی در حوزه امنیت غذایی و ایجاد امکان استفاده از ابزارهای فشار در آینده
3- تضعیف اعتماد شرکای تجاری فعلی و بالقوه مانند روسیه، برزیل و چین
4- هدایت منابع مالی به سمت تقویت بخش کشاورزی آمریکا در شرایط تنشهای تجاری این کشور
در مجموع، موضوع واردات نهادههای دامی از آمریکا صرفاً یک تصمیم تجاری کوتاهمدت تلقی نمیشود، بلکه بهگفته کارشناسان، با ملاحظات کلان امنیت غذایی و استقلال اقتصادی کشور گره خورده است.
بر این اساس، برخی تحلیلها تأکید دارند که هرگونه سیاستگذاری در این حوزه باید علاوه بر ملاحظات اقتصادی، ابعاد راهبردی، ژئوپلیتیکی و امنیتی را نیز در نظر بگیرد تا از تبدیل شدن کالاهای اساسی به ابزار فشار خارجی جلوگیری شود.
انتهای پیام/





