
خبرگزاری مهر- گروه هنر- آزاده فضلی؛ «سینما» یکی از هنرهای هفتگانه پرطرفدار در میان عموم مردم است که روزانه اخبار بسیاری را در سرویسها و گروههای خبری رسانهها به خود اختصاص میدهد و هنرمندان این رشته به ویژه بازیگران سینما، به نوعی زیر ذرهبین جامعه هستند و به همین دلیل به محلی برای ایجاد حواشی تبدیل میشوند.
سینما با ارائه داستانهای جذاب، تصویرگریهای بصری و پیامهای فرهنگی، توانایی تأثیرگذاری عمیقی بر افراد دارد و این تأثیر ممکن است در ایجاد همدلی، تغییر دیدگاهها، آموزش مفاهیم فرهنگی و حتی شکلگیری رفتارهای اجتماعی مؤثر باشد. در عین حال، تأثیرات مثبت و منفی بستگی به نوع محتوا و نحوه ارائه آن دارد. از آنجایی که تأثیر سینما بر مردم قابل توجه است و میتواند در شکلدهی افکار، احساسات و نگرشها نقش بهسزایی داشته باشد، ما نیز در خبرگزاری مهر درصدد هستیم تا اخبار هفتگی این هنر پرطرفدار و پرحاشیه را به صورتی کوتاه و خلاصه به صورت گزارشی، پیشروی مخاطبان قرار دهیم.
چالش بها دادن به «نگاههای نو» در رویکردهای حمایتی سینما
در هفتهای که گذشت، بنیاد سینمایی فارابی با توجه به شرایط خاص حاکم بر کشور، به ویژه جنگ تحمیلی رمضان و پیشبینی محدودیتهای مالی پیش رو در سال جدید، مراحل مقدماتی لازم برای رسیدن به فهرست آثار مورد حمایت خود را به صورت شفاف اعلام کرد تا بتواند به مسئولیت حمایت از تولیدات حرفهای سینما که با تأکید بر اولویتهای پیشبینی شده انجام خواهد شد، عمل کند.
بر اساس این اعلام، اولویتهای موضوعی بنیاد در حمایت از آثار عبارتند از موضوعات مرتبط با انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و مقاومت/ ترویج سبک زندگی ایرانی، اسلامی/ ایدههای مرتبط با شخصیتهای ملی، مذهبی و تاریخی/ تقویت هویت اسلامی، ایرانی، انقلابی/ تقویت نهاد خانواده، جوانی و کیفیت جمعیت/ حمایت از تولید داخلی و مصرف محصولات ملی/ پاسداشت و تبلیغ زبان و ادبیات فارسی/ بهبود تصویر ایران در مجامع جهانی/ توسعه و تعمیق دینمداری و ترویج ارزشهای اخلاقی با اتکا به آموزههای قرآن و اهل بیت (ع)/ مسائل روز اجتماعی (ارتقای امید و نشاط اجتماعی، افزایش همبستگی و انسجام ملی، همدلی، وفاق و امیدآفرینی، تابآوری اجتماعی، محیطزیست و امنیت زیستی و … .)
بنیاد سینمایی فارابی و دیگر مراکز سینمایی دولتی میتوانند برای تولید آثار مدنظرشان به نگاههای نو و کارگردانان جوان هم اعتماد کنند تا شاهد آثاری جسورتر و متفاوتتر باشیم. البته چالش اصلی همچنان در میزان «استقلال هنری» آنهاست تا بتوانند واقعهای مثل مدرسه میناب را فراتر از یک گزارش تصویری سرد، به اثری دراماتیک و ماندگار تبدیل کنند.
پژمان جمشیدی؛ ناجی اقتصاد هنر یا قاتل خلاقیت در سینما؟
در هفته گذشته، هادی نائیجی کارگردان فیلم سینمایی «آنتیک» که این روزها در حال اکران است، در گفتگویی با خبرگزاری مهر درباره اکران فیلمش در زمان آتش بس و انتقادات نسبت به بازی پژمان جمشیدی در این فیلم صحبت کرد.
هادی نائیجی که قبل از فیلم «آنتیک»، فیلم سینمایی «حق سکوت» را که جدیترین کار او محسوب میشود در کارنامه دارد، در این گفتگو درباره انتقادات نسبت به بازی و شخصیت تکراری پژمان جمشیدی در فیلمها توضیح داد: اهالی تخصصی سینما در مواجهه با فیلمی که یک بازیگر در آن نقشی دارد، کارنامه بازیگری آن بازیگر را جلوی چشمشان میگیرند و انتظار دارند در هر نقشی نسبت به کارنامهاش متفاوت باشد. واقعیت این است که تماشاگران سینما همان بازیگر را با همان تیپ شخصیتی دوست دارند و به خاطر همان تجربه تکرارشونده از او به سینما میآیند. مضافا اینکه عبور از کلیشههای کمیک در یک بازیگرِ کمدین همیشه منجر به موفقیت نمیشود.
صحبتهای هادی نائیجی، این نکته را در اذهان متبادر میکند که پژمان جمشیدی برای سینمای کمدی ایران چیزی فراتر از یک بازیگر و یک «محرک اقتصادی» است! با این وجود، نباید فراموش کرد که هرگاه یک فیلم اجتماعی توانسته «قصه خوب» را با «صداقت» ترکیب کند، مردم با اشتیاق به تماشای آن نشستهاند. این نشان میدهد که قهر مخاطب با «ژانر اجتماعی» نیست، بلکه با «نحوه روایت» آن است.
تمایل بالای مخاطبان ایرانی به سینمای کمدی، بیش از آنکه ناشی از یک انتخاب فرهنگیِ صرف باشد، واکنشی دفاعی به فشارهای اقتصادی و اجتماعی است. در واقع، سینما برای بسیاری از مردم به «پناهگاهی» تبدیل شده تا برای ساعاتی از تلخیهای روزمره فاصله بگیرند؛ نیازی که در سایه غلظت بالای ناامیدی و شعارزدگی در سینمای اجتماعی، بیپاسخ مانده و باعث شده مخاطبان از درامهای جدی به سمت سالنهای خنده کوچ کنند. سینمای اجتماعی ایران به دلیل گرفتار شدن در بنبست «سیاهنمایی» یا محدودیتهای نظارتی، نتوانسته است پیوند خود را با توده مردم حفظ کند. این آثار اغلب بهجای روایت قصهای منسجم و امیدبخش، به بازنمایی عریانِ دردهایی پرداختهاند که مردم در زندگی واقعی با آنها دستبهگریبان هستند؛ این موضوع در کنار ضعف در ساختارهای دراماتیک، باعث شده تا تماشاگر ترجیح دهد بهجای بازبینی مشکلاتش بر پرده سینما، به سراغ سرگرمیهای سادهتر برود.
در این میان، ظهور پژمان جمشیدی به عنوان یک مهره تجاری، اگرچه موتور اقتصادی سینما را در دوران رکود روشن نگه داشت اما به مرور به پاشنه آشیل کیفیت در کمدی تبدیل شد. او با تکیه بر «برند شخصی» خود، توانست جمعیت زیادی را به سینماها بکشاند اما این موفقیت به قیمت غلبه «سلبریتیمحوری» بر «داستانمحوری» تمام شد و مسیر را برای تولید آثاری هموار کرد که بیش از هنر، بر پایه بازاریابی چهرهها بنا شدهاند.
نقد جدی که امروز به عملکرد جمشیدی وارد است، گرفتار شدن او در دام تکرار و لودگی است؛ به طوری که او با بازتولید مداوم تیپ شخصیتیاش در سریال «زیرخاکی» در فیلمهای مختلف، عملاً خلاقیت بازیگری را فدای فرمولهای تضمینشده فروش کرده است. این روند، کمدی را از مسیر «موقعیتهای هوشمندانه» به سمت «تیپسازیهای غلوآمیز» سوق داده و خطر دلزدگی مخاطب و تنزل سلیقه عمومی را به همراه آورده است.
چتر سینمای ایران در کن به نام «کودکان میناب»/ پاسخ اصغر فرهادی به خبرنگار اینترنشنال
بنیاد سینمایی فارابی چتر سینمای ایران را در بازار جشنواره فیلم کن با یاد کودکان شهید و مظلوم میناب برپا کرد.
«داستانهای موازی» پنجمین فیلم اصغر فرهادی است که برای کسب جایزه برتر نخل طلا در هفتاد و نهمین جشنواره فیلم کن رقابت میکند. فرهادی پیش از این با «گذشته» در سال ۲۰۱۳ که اولین فیلم فرانسوی زبانش بود، «فروشنده» در سال ۲۰۱۶ که برنده جایزه بهترین فیلمنامه شد، «همه میدانند» در سال ۲۰۱۸ و «قهرمان» در سال ۲۰۲۱ نیز از نامزدهای نخل طلا بود.
اصغر فرهادی در جریان نشست خبری فیلمش در جشنواره فیلم کن درباره وقایع داخل ایران مورد پرسش قرار گرفت. فرهادی در پاسخ به پرسش خبرنگار اینترنشنال که فرانسویها به او به عنوان خبرنگار اول تریبون دادند و قصد داشت با پرسیدن سوالی درباره فیلم ساختن بدون خط قرمزها، وقایع دی ماه و حمایت ستاره های جهان از غزه و در مقابل سکوت آنها درباره وقایع ایران، نشست خبری کن را به حاشیه ببرد، گفت: هفته پیش در تهران بودم و تاثیر این اتفاقات دردناک هنوز همراه من است. مخالفت با کشته شدن بیگناهان، غیرنظامیان و افراد معمولی به معنای موافقت با کشته شدن افراد در خیابانها نیست؛ هم وقایع دی و هم جنگ علیه ایران و کشته شدن کودکان دردناک است و دلسوزی با هر کدام از این اتفاقات منافاتی با دیگری ندارد و با هر دیدگاهی کشتن انسانها برای من قابل پذیرش نیست.
فرهادی بیان کرد: بسیار دردناک است که در قرن حاضر با این میزان پیشرفت، هر روز با خبر کشته شدن انسانهای بیگناه بدون هیچ دلیلی از خواب بیدار میشویم.
اکبر عبدی به دلیل سکته قلبی بستری شد
در هفتهای که گذشت، اکبر عبدی بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، به دلیل سکته قلبی در بیمارستان بستری شد.
همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما نیز روز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت با حضور در بیمارستان از اکبر عبدی عیادت کرد. وی در عیادت از اکبر عبدی در جریان آخرین جزئیات و روند درمان این بازیگر قدیمی سینما قرار گرفت.
چه خبر از پروژههای در حال تولید؟
مهدی یزدانیخرم نویسنده و فیلمنامهنویس قرار است بعد از همکاری با حبیب والینژاد در فیلم سینمایی «نیمشب» که این روزها به کارگردانی محمدحسین مهدویان در سینماها اکران است، فیلمنامهای جدید درباره جنگ تحمیلی سوم را با عنوان «ببرها» به نگارش درآورد. بعد از اتمامِ دوره تحقیق و پژوهش درباره حمله تاریخی و حماسی ۲ فروند شکاری «تایگر اف ۵» نیروی هوایی ارتش به پایگاه آمریکایی بوهرینگ در کشور کویت در روز دوم جنگ سوم تحمیلی، نوشتن فیلمنامه این رخداد آغاز شدهاست.
مهدی یزدانیخرم بهعنوان نویسنده فیلمنامه انتخاب شده و این قصه را روایت میکند. حبیب والینژاد نیز تهیهکنندگی این فیلم را برعهده دارد. هنوز کارگردان این پروژه سینمایی مشخص نشده و در حال رایزنی و مذاکره برای انتخاب کارگردان هستند.
«عشق در انفرادی» سی و یکمین فیلم مسعود کیمیایی به تهیهکنندگی علی اوجی است که با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و آغاز جنگ، نیمهکاره ماند تا اول اردیبهشت که فیلمبرداری از سر گرفته شد و هماکنون فیلمبرداری این پروژه تمام شده و به زودی مراحل پستپروداکشن و تدوین آن آغاز میشود.
«مرد خاموش» و «شکار حلزون» روی پرده «هنروتجربه» آمدند
اکران ویژه فیلم سینمایی «مرد خاموش» به کارگردانی احمد بهرامی و تهیهکنندگی محمد حسینخانی، هفته گذشته با حضور سازندگان اثر، جمعی از هنرمندان و اهالی رسانه توسط گروه سینمایی «هنروتجربه» در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.
احمد بهرامی کارگردان فیلم در این باره گفت: من سهگانهای به نامهای «شهر خاموش»، «دشت خاموش» و «مرد خاموش» ساختم که بسیاری از مخاطبان امروز ۲ فیلم دیگر را دیدهاند و دیگر مخاطبان نیز میتوانند از فیلیمو و فیلمنت این آثار را ببینند. «مرد خاموش» آخرین فیلم این سهگانه است البته بهتنهایی قصه خودش را دارد. این فیلم در نوع خودش بسیار جالب است و در سینمای ایران در مدل خودش نمونه دیگری ندارد. من سه فیلم سیاهوسفید، چهار به سه و سکانس پلان ساختهام که فیلمهای سختی بودند و اینکه چگونه توانستم باقی آثارم را بسازم به دلیل وجود افرادی مانند محمد حسینخانی عزیز همینطور تهیهکنندههای دیگر آثارم یعنی آقای رضا محقق و آقای سعید بشیری است.
همچنین، اکران ویژه فیلم سینمایی «شکار حلزون» به کارگردانی محسن جسور و تهیهکنندگی مصطفی سلطانی توسط گروه سینمایی «هنروتجربه» در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.
محسن جسور کارگردان «شکار حلزون»، اکران فیلمش را به ۲ کودک شهید تقدیم کرد؛ یکی دختربچه ۸ ساله ای به نام تارا که در جنگ ۱۲ روزه شهید شد و ماکان نصیری که از شهدای مدرسه میناب است و متأسفانه هنوز پیکر او پیدا نشده و با ۸ سال سن جزو شهدای مفقودالاثر است.





