
محمدرضا گودرزیمهر مستندساز در گفتگو با خبرنگار مهر درباره سوژه مستند جدیدیش بیان کرد: بامداد روز ۱۶ فروردین، تیم چهارنفره ما در مسیر میناب بود که خبرهای عجیبی از درگیری در دهدشت شنیدیم. لحظه به لحظه بر جزئیات خبر افزوده و تصویر یک درگیری گسترده در مرکز ایران در ذهن ما پررنگتر میشد. نزدیک اذان صبح، وقتی هنوز در جنوب استان یزد بودیم، تصمیم گرفتیم برگردیم و خود را به دهدشت برسانیم. حدود ساعت ۷:۳۰، خبرهای تازهای در خبرگزاریها منتشر شد که حاکی از درگیری و سقوط یک هواپیمای آمریکایی در جنوب اصفهان بود.
وی افزود: این از آن دست خبرهایی بود که نمیشد به سادگی از کنارش گذشت. مسیرمان که از بندرعباس به دهدشت تغییر کرده بود، این بار تقدیر چنین رقم زد که راهی اصفهان شویم. دشت وسیع نزدیک روستای نصرآباد، جایی که نصرت الهی شامل حال ملت ایران شد. ثبت تصاویر این واقعه مهم، مقدمهای شد برای ساخت یک مستند جستجوگر که هنوز مراحل تولیدش ادامه دارد. این مستند به تهیهکنندگی مسعود دهنوی، کارگردانی من و فیلمبرداری مجتبی عمارلو و علی حاجیلو ساخته میشود.
این مستندساز تصریح کرد: مستند تصویری دقیق و تحلیلی از این ماجرا ارائه میدهد و ابهام همگان را درباره این واقعه برطرف میکند. یکی از مزیتهای این اثر، مصاحبه با شاهدان عینی بلافاصله پس از حادثه است که از تحریف روایتها در گذر زمان جلوگیری میکند.
وی درباره وضعیت این مستند اظهار کرد: مستند واقعه نصرآباد اصفهان که هنوز نامی هم ندارد در مرحله تولید تکمیلی قرار دارد. ما از روز اول و دوم حادثه کاملا فیلمبرداری و آرشیو های دوربین های دیگر را هم جمع آوری کرده ایم ولی هنوز روایت به مرحله جامعیت نرسیده و باید اطلاعات و تصاویر کامل شود. نتیجه از الان قابل پیشبینی است که این یک روایت تاریخساز خواهد بود.
کارگردان مستند «دوربینهای خاموش» درباره این اثر گفت: «دوربینهای خاموش» مستندی بود که پس از جنگ ۱۲ روزه و در اعتراض به محدودیتهای اعمالشده بر اهالی رسانه ساخته شد. این مستند، حرف مشترک همه اصحاب رسانه خطاب به تصمیمگیرندگان امور امنیتی بود که باید اهمیت ثبت وقایع و روایتها را بهدرستی درک کنند. اگرچه اقتضائات جنگ ایجاب میکند تولیدات رسانهای تحت نظارت دقیق قرار گیرند، اما نباید به بهانه نظارت، جلوی تولید اثر گرفته شود. فقر تصویر از جنگ ۱۲ روزه، حاصل تصمیمهای غیردقیق در آن روزهاست.
وی درباره وضعیت مستندسازی در شرایط جنگ توضیح داد: بحران اعتماد همواره دغدغه و آفت مستندسازان بوده است اما در روزهای بحرانی تشدید میشود. در چنین روزهایی، کسی به مستندساز اعتماد نمیکند و همین مسئله باعث از دست رفتن فرصتهای طلایی برای ثبت تصاویر تاریخی میشود. در روزهای جنگ ۱۲ روزه، ماجرا بسیار غمانگیزتر بود، زیرا نهادهای امنیتی هیچ تصمیمی برای صدور مجوز نداشتند. در جنگ رمضان، اگرچه فرآیند صدور مجوز به جریان افتاده بود، اما بعضی از نیروهای حافظ امنیت در میدان اصلاً این مجوزها را نمیشناختند و قبول نداشتند.
گودرزیمهر در پایان بیان کرد: در جنگ ۱۲ روزه میگفتیم دوربینها در دستمان هست ولی خاموش است. در جنگ رمضان، نه تنها دوربینها در دستمان بیاثر میشدند، بلکه مجوزها نیز کارایی خود را از دست داده بودند. همه چیز بستگی به اقبالمان داشت که در هر صحنه چه کسی مسئول کنترلِ محرومان باشد؛ گاهی موفق به تصویربرداری میشدیم و گاهی کلاً اجازه ورود به محدوده را پیدا نمیکردیم. این مشکل بزرگ نیاز به درمان دارد. ایران سرزمین بحرانهای دورهای است؛ نمیشود هر بار از نو فرآیند صدور مجوزها را خلق کرد.





