
کاوه مهدوی کارگردان نمایش «کشتارگاه» که این شبها در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره داستان این اثر نمایشی توضیح داد: نمایش در آغازِ سالی روایت میشود که مشخص نیست متعلق به چه دورهای است و میتواند هر سالی از تاریخ شمسی باشد. ماجرا از مراسم بلهبرون دختری در محله «کشتارگاه» آغاز میشود که در دقیقه نود متوجه میشود فردی که قرار است به خواستگاریاش بیاید، از بستگانش است و لزوماً شخص مورد علاقهاش نیست. همین مسئله باعث میشود تصمیم بگیرد از خانه و مراسم فرار کند. درواقع با موقعیتی شبیه «عروسیخون» لورکا در نمایشنامه مواجهیم اما با تاکید بر محلههای جنوب شهر تهران؛ محلههایی چون جوادیه، خزانه و خانیآباد که معمولاً همه آنها را در قالب محله «کشتارگاه» میشناسند.
وی ادامه داد: خانوادهای که در نمایش میبینیم نیز از همین فضا ارتزاق میکنند و شغلشان به کشتارگاه وابسته است. در این اثر سعی کردهایم بر عشق میان اهالی جنوب شهر تاکید کنیم؛ عشقی که میتواند بسیار شاعرانه و حتی دارای بار عرفانی باشد، برخلاف تصویری که معمولاً از این محلهها در ذهنها وجود دارد.
مهدوی درباره اجرای نمایش در شرایط فعلی عنوان کرد: در ظاهر شاید اجرای تئاتر در این وضعیت نوعی ریسک به نظر برسد اما با آقای اشرفی مدیر محترم ایرانشهر صحبت کردیم و وی هم معتقد بود که اگر اجرا ۲-۳ ماه دیگر هم به تعویق بیفتد، باز ممکن است با مشکلات دیگری روبهرو شویم. حتی همین حالا هم یکی از بازیگران ما که از زمان جشنواره همراه گروه بود، بعد از جنگ نتوانست دوباره به تهران برگردد. بنابراین هر دورهای میتواند ریسکهای خودش را داشته باشد؛ از جدا شدن گروه گرفته تا دشواری جمع شدن دوباره بازیگران و تمرینات مضاعف.
«کشتارگاه» در جشنواره «شهر» مورد توجه قرار گرفت؛ تئاتر در بهترین حالت هم صنعت پرسودی نیست!
این کارگردان تئاتر یادآور شد: نمایش «کشتارگاه» در جشنواره تئاتر «شهر» که ماه آذر برگزار شد، بسیار دیده شد و مورد استقبال قرار گرفت. اثر ما در هفت بخش نامزد دریافت جایزه بود و چهار جایزه هم کسب کرد. طبیعتاً دوست داشتیم نمایش در شرایط خوبی دیده شود اما همچنان نمیدانیم این تصمیم تا چه اندازه ریسک داشته است، چون تنها ۲ هفته از اجرا گذشته و شاید در ادامه به این نتیجه برسیم که این ریسک وجود داشته است.
وی درباره وضعیت اقتصادی تئاتر نیز توضیح داد: واقعیت این است که تئاتر حتی در بهترین حالت هم صنعت پرسودی نیست. فرض کنید نمایشی ۲ میلیارد تومان فروش داشته باشد؛ وقتی این مبلغ میان ۲۰ یا ۳۰ نفر از عوامل تقسیم میشود، سهم هر نفر عدد قابل توجهی نخواهد بود. امروز قیمت یک وسیله ساده خانه به ۲۰ یا ۳۰ میلیون تومان رسیده است، بنابراین فکر نمیکنم اساساً واژه «ریسک اقتصادی» برای تئاتر چندان مناسب باشد. ما طی این ۲۷ یا ۲۸ سال یاد گرفتهایم که پول تئاتر قرار نیست در زندگیمان ماندگار شود و آنچه باقی میماند تجربهای است که از کار به دست میآوریم.
مهدوی در بخش دیگری از صحبتهایش درباره نسبت نویسندگی و کارگردانی در آثارش بیان کرد: در بیشتر کارهایم، کارگردانی برایم اولویت دارد؛ هرچند شاید بیشترین جوایزی که گرفتهام مربوط به نویسندگی باشد. رشته دانشگاهی و مقطع کارشناسی ارشدم هم کارگردانی بوده و دغدغه اصلیام همین حوزه است. گاهی نمایشنامههایی مینویسم که اصلاً به اجرای آنها فکر نمیکنم و صرفاً روند نوشتن برایم اهمیت دارد اما برخی متنها، مثل «کشتارگاه»، از همان زمان نگارش با ایدههای اجرایی در ذهنم شکل میگیرند.
هدف سیاهنمایی جنوب تهران نبود
وی افزود: در این نمایش ابتدا فضایی ناتورالیستی نوشته بودیم اما نمیخواستم جنوب شهر صرفاً سیاه، چرک و خشن تصویر شود. هرچند خشونت در دیالوگها و حتی بخشی از طراحی صحنه با آن فلزهای زنگزده وجود دارد اما تلاش کردیم با استفاده از کارگردانی، فضایی شاعرانه و حتی فرمالیستی ایجاد کنیم. نوع ایستایی بازیگران، میزانسنها و قاببندیها به شکلی طراحی شدهاند که انگار مخاطب در حال تماشای مجموعهای از عکسهاست.
کارگردان نمایش «کشتارگاه» تصریح کرد: تلاش ما این بود که بگوییم جنوب شهر الزاماً فضایی خشن نیست و میتواند بسیار شاعرانه باشد. حتی ایستایی بازیگران هم به گونهای طراحی شده که گویی مخاطب عکسهایی از یک تئاتر را میبیند. شاید این نگاه تا حدی به برخی نظریات برشت نزدیک باشد؛ اینکه تماشاگر ابتدا متوجه شود در حال دیدن تئاتر است و سپس به تفکر برسد اما من مستقیماً از شیوه برشت استفاده نکردم. بیشتر ذهنم درگیر فضایی فرمالیستی و سمبولیک بود که نشانههایش در طول اجرا دیده میشود. خوشبختانه تمام اعضای گروه و تکتک بازیگران در این مسیر همراه بودند و یکی از بهترین تجربههایم در مواجهه با بازیگران را در این اثر داشتم. هیچ چالشی میان گروه وجود نداشت و همه در یک مسیر مشخص حرکت کردیم. فکر میکنم جایزهای هم که در جشنواره دریافت کردم، حاصل همین هماهنگی گروه در مسیر کارگردانی بوده است.
در طول سال ۳-۴ ماهی به اختلال در تئاتر و تبلیغات آن برمیخوریم!
مهدوی در ادامه درباره وضعیت تئاتر در سالهای اخیر و مسئله ریسک اجرای آثار نمایشی توضیح داد: واقعیت تئاتر، حداقل در ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر، نشان داده که شرایط چندان تفاوتی با هم ندارد. البته نمیخواهم درباره اتفاقات اخیر و جنگهایی که پشت سر گذاشتهایم سادهانگارانه صحبت کنم اما اگر به دوران کرونا برگردیم، به نظرم وضعیت تئاتر آن زمان حتی از امروز هم دشوارتر بود. در این ۴۰ یا ۶۰ روز اخیر هم اجراها عملاً متوقف شده بودند اما در دوران کرونا تقریباً تئاتر به طور کامل تعطیل شد چون اساساً اجرای مجازی برای تئاتر ممکن نبود.

وی افزود: در سالهای گذشته هم مدام تعطیلیهای ۱۰ روزه، ۱۵ روزه و ۲۰ روزه را تجربه کردهایم و این وضعیت در یک دهه اخیر به شکل مداوم تکرار شده است. یعنی از ۱۲ ماه سال، ممکن است سه یا چهار ماه آن با اتفاقاتی همراه شود که مستقیماً به تئاتر و بهویژه تبلیغات آن لطمه بزند. قطعاً نبود اینترنت معضل بزرگی برای تبلیغات تئاتر است اما تماشاگر واقعی تئاتر راه خودش را پیدا میکند. مخاطبی که تشنه دیدن تئاتر باشد، حتی اگر تبلیغی وجود نداشته باشد، از طریق سایتهای فروش یا هر مسیر دیگری خودش را به سالن میرساند.
این کارگردان تئاتر با اشاره به وضعیت تبلیغات آثار نمایشی بیان کرد: واقعیت این است که بخشی از تبلیغات تئاتر در سالهای اخیر به نوعی از خودِ واقعیت تئاتر فاصله گرفته بود و حتی گاهی تبدیل به یک نمایش دروغین از تئاتر شده بود. اثری روی صحنه اجرا میشد اما تبلیغات، تصویری کاملاً متفاوت از آن ارائه میداد و مخاطب تصور میکرد با اثری دیگر مواجه است. این اتفاق نه تنها کمکی به هنرهای نمایشی نمیکرد بلکه در مواردی دانش و بنیان فکری تئاتر را هم زیر سوال میبرد.
نمایشهایی که به تبلیغاتشان شبیه نیستند!
وی ادامه داد: بعضی نمایشها به واسطه تبلیغات بسیار دیده میشدند اما وقتی اجرا را میدیدید، متوجه میشدید حرف چندانی برای گفتن ندارند و بیشتر نوعی بازی با ذهن تماشاگر هستند. نمیخواهم به اثر خاصی اشاره کنم اما گاهی آثاری روی صحنه میرفتند که شاید اساساً باید در قالب دیگری اجرا میشدند. برای مثال در برخی کنسرتنمایشها، موسیقی آنقدر نقش پررنگی داشت که عملاً عنصر تئاتر و تفکر نمایشی در این میان گم میشد و مخاطب بیشتر تحت تاثیر موسیقی تا پایان اجرا مینشست.
مهدوی با تاکید بر لزوم بازنگری در ساختارهای تئاتر خصوصی گفت: امروز که ناچار شدهایم به شیوههای سنتی تبلیغ بازگردیم، شاید برای ما که سالها با تبلیغات دهانبهدهان آشنا بودهایم، این وضعیت غریب نباشد اما در کنار بازگشت اینترنت و ایجاد دوباره فضای تبلیغاتی، باید اتاقهای فکر جدی برای تئاتر خصوصی و حتی دولتی شکل بگیرد. لازم است درباره روندهای تبلیغاتی و اجرایی بازنگری شود و اصلاحیههایی در نظر گرفته شود.
وی با اشاره به سخنان زندهیاد حمید سمندریان عنوان کرد: آقای سمندریان همیشه میگفت هر کسی صرفاً به دلیل علاقهاش نباید کارگردانی کند. به نظرم این حرف، درس بزرگی است. واقعاً نباید بستر آنقدر بیضابطه باشد که هر کسی بتواند کارگردانی، نویسندگی یا تهیهکنندگی کند. تهیه و تولید تئاتر با سینما تفاوت دارد. در سینما بازگشت مالی اهمیت بالایی دارد اما در تئاتر مسئله فقط اقتصاد نیست.
این نمایشنامهنویس و کارگردان درباره نقش سالنهای خصوصی توضیح داد: سالنهای خصوصی طبیعتاً برای ادامه حیات نیازمند درآمد هستند اما سوال اینجاست که تا چه اندازه و به چه قیمتی باید به کمپانیهای صرفاً اقتصادی تبدیل شوند؟ به نظرم دولت باید این سالنها را تا حدی بیمه و حمایت کند. اگر نمایشی صرفاً برای فروش روی صحنه میرود، باید ارزیابی کیفی شود اما اگر اثری دغدغه جدی تئاتری دارد، حتی در صورت فروش پایین هم باید مورد حمایت قرار بگیرد. نمیشود نمایشی با سختی فراوان تولید شود اما بعد از چند شب اجرا، تنها به دلیل بازنگشتن هزینهها متوقف شود.
بزرگان را از صحنه دور کردیم؛ چاره اندیشی برای دوری از ابتذال هنر
وی افزود: متاسفانه طی این سالها بسیاری از بزرگان و استادان تئاتر را از صحنه دور کردهایم. اگر کمی به گذشته رجوع کنیم، میبینیم هنرمندانی که زمانی آثارشان را میدیدیم و از آنها یاد میگرفتیم، امروز دیگر حضوری در صحنه ندارند و حتی از حال و روزشان بیخبریم. ما نمیتوانیم فقط به بهانه حمایت از استعدادهای جوان، پیشکسوتان را فراموش کنیم.
مهدوی تاکید کرد: تئاتر آدابی دارد که از سنت و آئین میآید و نسل جوان شاید کمتر فرصت تجربه و ممارست در آن را داشته باشد. این آداب باید منتقل شود و برای همین حضور بازیگران و کارگردانان پیشکسوت در کنار نسل جوان اهمیت زیادی دارد. گاهی حضور یک بازیگر قدیمی در یک نمایش، حتی اگر سود مالی نداشته باشد، ارزش بسیار بیشتری از پول به گروه منتقل میکند؛ چون او تجربه، شیوه تمرین و فرهنگ تئاتر را به نسل تازه منتقل میکند.
وی در پایان درباره وضعیت تئاتر دولتی و خصوصی بیان کرد: شرایط اقتصادی کشور پیچیده و دشوار است و طبیعتاً دولت هم با مشکلات فراوانی مواجه است اما تئاتر فقط مسئله تزریق پول نیست. باید در کنار حمایت مالی، به ساماندهی و حفظ کیفیت هم فکر شود تا این هنر به سمت ابتذال نرود. در بسیاری از کشورها مانند آلمان، تئاتر خصوصی فعال است اما دولت هم از گونههایی از تئاتر حمایت میکند و بر کیفیت اجراها نظارت دارد. در کشورهایی مثل فرانسه نیز فضای بازتری وجود دارد اما در هر صورت کیفیت اثر اهمیت دارد. ما هم باید در تئاتر دولتی و خصوصی به موازات هم حرکت کنیم و مراقب باشیم کیفیت آثار نمایشی روزبهروز پایینتر نرود.
نمایش «کشتارگاه» به تهیه کنندگی حسین صفریان و سامان خلیلیان و نویسندگی و کارگردانی کاوه مهدوی از ۲۰ اردیبهشت اجراهای خود را در تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرده است.
مهسا مهجور، سامان خلیلیان، فرهاد دانشور، سحر پیرعلی، مینا آشفته، محمد مهدی گلستانی، آرمان پورفرخ، علی پورستوده، رضا همتی، سئودا رضایی، نسیم خیری، فاطمه رحمتی، آرزو اکبری، لنیا نسیمی و سید محمد طاها موسوی گروه بازیگران این نمایش را تشکیل میدهند.
عکسها از رضا جاویدی است.





