
به گزارش خبرنگار مهر، مریم جلیلی کارگردان تئاتر که قرار است نمایش «اختلاف انگوری» را به صحنه ببرد در یادداشتی درباره تئاتر پداگوژیک و چگونگی آماده شدن این اثر نمایشی با همین شیوه برای اجرا توضیحاتی ارائه داد.
در یادداشت مریم جلیلی آمده است:
تئاتر پداگوژیک، به مثابه ابزاری برای شناخت و ارتباط
تئاتر پداگوژیک یا تربیتی، رویکردی در پیوند میان هنر نمایش و فرایند یادگیری است که در آن تئاتر صرفاً به عنوان ابزاری برای آموزش بازیگری یا آمادهسازی کودک برای حضور روی صحنه مورد استفاده قرار نمیگیرد، بلکه خودِ فرایند نمایشی، بستری برای تجربه، کشف، گفتگو و یادگیری فراهم میکند. در این رویکرد، کودک به جای آنکه صرفاً دریافتکننده یک مفهوم آموزشی باشد، آن مفهوم را از طریق بدن، بازی، تخیل، ارتباط با دیگران و تجربه موقعیتهای نمایشی لمس میکند.
تئاتر پداگوژیک در کشورهای مختلف با رویکردها و شیوههای متنوعی دنبال شده است، از نمایش خلاق و درام تربیتی گرفته تا تئاتر کاربردی، تئاتر مشارکتی، تئاتر اجتماعی و شیوههایی مانند «تئاتر ستمدیدگان» آگوستو بوال. همچنین در بسیاری از نظامهای آموزشی، از درام و بازی نمایشی برای تقویت مهارتهای اجتماعی، ارتباطی، خلاقیت، حل مسئله، شنیدن و مشارکت گروهی استفاده میشود. در این نگاه، ارزش تئاتر تنها در محصول نهایی و اجرای روی صحنه خلاصه نمیشود، بلکه بخش مهمی از دستاورد آن در فرایندی است که کودک هنگام تمرین تجربه میکند.
یکی از ظرفیتهای مهم تئاتر پداگوژیک، ایجاد فضایی امن برای تجربه کردن است، فضایی که در آن کودک میتواند بدون ترس از قضاوت، شیوههای مختلف ارتباط با خود و دیگران را امتحان کند. تمرینهای گروهی میتوانند به شکلگیری مهارتهایی مانند توجه، تمرکز، شنیدن، هماهنگی، اعتماد، شناخت احساسات، همکاری و برقراری ارتباط سازنده کمک کنند. از سوی دیگر، قرار گرفتن در موقعیتهای نمایشی به کودک امکان میدهد یک مسئله را از زاویهای متفاوت ببیند و پیش از واکنش، امکان گفتگو و درک دیگری را تجربه کند.
در فرایند تمرین با کودکان ۷ تا ۱۲ سال نیز تلاش شد این نگاه، در قالب تمرینهای عملی و گروهی دنبال شود. تمرینهای مبتنی بر ریتم، آینه، نگاه، هماهنگی حرکتی، اعتماد و تعامل، به تدریج زمینهای برای افزایش انسجام گروه و توجه بیشتر کودکان به حضور و رفتار یکدیگر ایجاد کرد. هدف، صرفاً آموزش مجموعهای از تکنیکهای اجرایی نبود، بلکه تلاش شد کودکان در جریان بازی و تمرین، مفهوم ارتباط و تأثیر رفتار خود بر دیگری را تجربه کنند.
برای من، کار با کودکان در این پروژه یکی از عمیقترین و متفاوتترین تجربههای کارگردانی بود، تجربهای که در آن، کارگردانی تنها به هدایت یک گروه برای رسیدن به یک اجرای نهایی محدود نمیشد، بلکه بخش مهمی از آن، مشاهده، شنیدن، شناخت و همراه شدن با جهان ذهنی و عاطفی کودکان بود. مواجهه با نگاه و واکنشهای متفاوت آنها، بار دیگر نشان داد که در تئاتر پداگوژیک، خودِ مسیر تمرین میتواند به اندازه نتیجه نهایی اهمیت داشته باشد.
در ادامه این فرایند، انتخاب داستان «اختلاف انگوری» از آثار مولانا برای اجرای پایانی نیز از همین منظر شکل گرفت. در حکایت مولانا، چند نفر با وجود آنکه خواسته مشترکی دارند، به دلیل تفاوت در زبان و واژهها دچار اختلاف میشوند، مسئلهای که در لایه عمیقتر، به سوءتفاهمهای انسانی و فاصلهای که گاهی میان ظاهر تفاوتها و حقیقت مشترک انسانها شکل میگیرد، اشاره دارد.
تبدیل این حکایت به یک اجرای جسمانی و تا حد امکان بدون کلام، فرصتی است برای آنکه مفهوم داستان نه از طریق توضیح مستقیم، بلکه از راه حرکت، ریتم، نگاه، فاصله، تقابل و در نهایت رسیدن به درک مشترک منتقل شود. به این ترتیب، ادبیات کلاسیک فارسی در کنار ظرفیت هنری خود، به مادهای برای تجربه و یادگیری تبدیل میشود، تجربهای که در آن کودک میتواند مفهوم اختلاف، سوءتفاهم، شنیدن و همدلی را نه به صورت یک درس اخلاقی، بلکه در قالب یک موقعیت نمایشی تجربه کند.
اجرای «اختلاف انگوری» حاصل همین مسیر است، مسیری که در آن فرایند آموزشی و تجربه گروهی، مقدم بر نمایش نهایی بوده و اجرا به عنوان نتیجهای از مجموعه تمرینها و تجربههای کودکان شکل گرفته است.
در این نمایش آرمان افرادی، فاطمه درخشان نیا، رهام یعقوبی، کیمیا علی محمدی، طه شریفی، دیانا امینی، پارمیس کریمی ،مهرسا ابراهیمی ملک شاه و فراز میرزایی به ایفای نقش می پردازند.
این نمایش از روز چهارشنبه ۲۵ شهریور در سالن آمفیتئاتر سرای محله یوسفآباد اجرا خواهد شد.





