
خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
نیویورک تایمز در تحلیلی به تشریح راهبردی پرداخت که جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از آن، با وجود شکاف عظیم نظامی با آمریکا، ابتکار عمل را در جنگ به دست گرفت. این روزنامه آمریکایی مینویسد که ایران با استفاده از روشی که نظریهپردازان بازیها آن را «مثلث قهری» مینامند، به جای رویارویی مستقیم با ابرقدرت، متحدان آسیبپذیرتر واشنگتن یعنی کشورهای عرب خلیج فارس را هدف حملات تلافیجویانه خود قرار داد.
بر اساس این گزارش، نقطه عطف این راهبرد به ۱۸ مارس بازمیگردد. هنگامی که رژیم صهیونیستی میدان گازی پارس جنوبی ایران را بمباران کرد، تهران بلافاصله با حمله به تأسیسات گاز طبیعی مایع راس لفان در قطر و پالایشگاههای عربستان و کویت «یک معادله» ایجاد کرد: هرگونه حمله به تأسیسات انرژی ایران، با حمله متقابل به تأسیسات انرژی کشورهای عربی پاسخ داده میشد. تنها ساعاتی بعد، ترامپ مجبور شد اعلام کند که حمله اسرائیل بدون هماهنگی با آمریکا بوده و دیگر تکرار نخواهد شد.
نیویورک تایمز تصریح میکند که این راهبرد به ایران یک «بازدارندگی درون جنگی» بخشید و باعث شد آمریکا در عملیات «پروژه آزادی» برای اسکورت کشتیها در تنگه هرمز نیز ظرف چند روز عقبنشینی کند. کارشناسان نقلشده در این گزارش تأکید میکنند که ایران احتمالاً از این جنگ با یک دارایی ارزشمند جدید یعنی کنترل حداقلی بر تنگه هرمز خارج خواهد شد که هم به عنوان منبع درآمد و هم به مثابه «بیمهنامه» در برابر حملات آتی عمل میکند. این الگو ضعفی پایدار در سیاست خارجی آمریکا را آشکار ساخته است.
شبکه سیانبیسی در گزارشی به نقل از خبرگزاری مهر ایران نوشت که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور بیانیهای قاطع هشدار داده است در صورت تکرار حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، دامنه جنگ را «فراتر از منطقه» گسترش خواهد داد.
بر اساس این گزارش، این هشدار در حالی صادر میشود که پیامهای ضد و نقیضی از دولت ترامپ درباره احتمال توافق منتشر شده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه به قانونگذاران گفت که واشنگتن جنگ را «بسیار سریع» پایان خواهد داد و مدعی شد ایران مشتاق دستیابی به توافق است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا نیز مدعی شد که مذاکرات در وضعیت «نسبتاً خوبی» قرار دارد و «هیچیک از طرفین خواستار از سرگیری کارزار نظامی نیستند.»
سیانبیسی میافزاید که این اظهارات خوشبینانه در حالی مطرح میشود که ترامپ تنها چند ساعت پیشتر تهدید کرده بود ایران «دو یا سه روز» فرصت دارد تا پای میز مذاکره بیاید و فاش کرد که تنها «یک ساعت» با تصمیمگیری برای حمله مجدد فاصله داشته است. این شبکه اقتصادی همچنین یادآور میشود که جنگ از مرز هشت هفته فراتر رفته و طبق نظرسنجیهای اخیر، اکثریت فزایندهای از آمریکاییها آن را منفی ارزیابی میکنند. تنگه هرمز همچنان عملاً مسدود مانده و ترافیک کشتیرانی تجاری در آن متوقف است.
رسانه های عربی و منطقه ای
المیادین در مقاله ای نوشت که امنیت خلیج فارس دیگر نمیتواند بر «حمایت تضمینشده آمریکا» تکیه داشته باشد، زیرا تجربه دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ نشان داد حتی متحدان سنتی واشنگتن نیز از تغییر سیاستهای آمریکا مصون نیستند. فشار ترامپ بر ناتو و تهدید به کاهش تعهدات امنیتی، برای کشورهای خلیج فارس هشداری بود که اتکای مطلق به چتر امنیتی آمریکا میتواند در آینده پرهزینه و بیثبات باشد.
نویسنده توضیح میدهد که رویکرد «اول آمریکا» مفهوم اتحاد را از شراکت راهبردی به رابطهای مبتنی بر «پرداخت در برابر حمایت» تبدیل کرد. در این نگاه، امنیت کالایی قابل معامله است و حمایت آمریکا ممکن است در برابر پول، امتیازات سیاسی یا همراهی با پروژههای منطقهای مانند عادیسازی با اسرائیل مطالبه شود. همچنین تجربه حملات پهپادی و موشکی در منطقه نشان داد حتی حضور گسترده نظامی آمریکا و سامانههایی مانند پاتریوت و تاد نیز امنیت کامل ایجاد نمیکنند.
مقاله سپس چهار گزینه راهبردی برای کشورهای خلیج فارس مطرح میکند: نخست، تقویت همگرایی دفاعی میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس؛ دوم، تنوعبخشی به روابط خارجی و کاهش وابستگی انحصاری به آمریکا؛ سوم، گفتوگوی جدی و تدریجی با ایران برای ایجاد سازوکارهای اعتمادسازی و عدمتجاوز؛ و چهارم، توسعه توان بازدارندگی مستقل، هرچند این گزینه پرهزینه و خطرناک توصیف میشود.
نویسنده تأکید میکند پایدارترین مسیر، شکلگیری یک نظم امنیتی منطقهای میان ایران و کشورهای خلیج فارس است؛ نظمی که بر مدیریت اختلافات، همکاری اقتصادی، امنیت دریایی و احترام متقابل به حاکمیت کشورها استوار باشد. در این چارچوب، قدرتهایی مانند چین، روسیه، پاکستان و مصر میتوانند نقش پشتیبان و متوازنکننده داشته باشند، نه بازیگران اصلی تصمیمگیری امنیتی.
در پایان، مقاله تأکید میکند که امنیت پایدار خلیج فارس تنها از مسیر کاهش تنش با ایران، تقویت همکاری منطقهای و مشارکت دادن عراق و یمن در نظم جدید منطقهای امکانپذیر است؛ زیرا امنیت واقعی نه از واردات سلاح، بلکه از ایجاد منافع مشترک و کاهش احتمال جنگ به دست میآید.
رأی الیوم در مقاله ای توضیح داد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بهجای تضعیف محور مخالف غرب، موجب نزدیکی بیشتر روسیه و چین شده است. نویسنده معتقد است سفر اخیر پوتین به چین نشانه ورود جهان به مرحلهای تازه از رقابت ژئوپولیتیکی است؛ مرحلهای که دیگر تنها اقتصادی نیست، بلکه به شکلدهی نظم جهانی آینده مربوط میشود. از نگاه مسکو و پکن، فشار بر ایران بخشی از راهبرد گسترده آمریکا برای مهار همزمان چین، روسیه و ایران است.
روسیه، ایران را متحدی کلیدی برای حفظ نفوذ خود در اوراسیا و خاورمیانه میداند و چین نیز ثبات ایران را برای امنیت انرژی و پروژه «کمربند و جاده» حیاتی میبیند. به همین دلیل، تشدید فشارهای غرب باعث تقویت همکاری سهجانبه میان این کشورها شده است.
مقاله همچنین به گسترش روابط اقتصادی و راهبردی روسیه و چین اشاره میکند؛ از افزایش چشمگیر تجارت دوجانبه تا همکاری در حوزه انرژی و تلاش برای کاهش وابستگی به دلار و تقویت نهادهایی مانند بریکس.
در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که جهان به سمت تقابل دو دیدگاه حرکت میکند: نظم تکقطبی تحت رهبری آمریکا و نظم چندقطبی مورد نظر روسیه و چین. به باور او، سیاستهای واشنگتن عملاً روند شکلگیری یک بلوک اوراسیایی قدرتمند را تسریع کرده است.
المسیره در گزارشی تأکید کرد که با افزایش تنشهای منطقهای و احتمال تشدید دوباره درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران، موازنه قدرت بهگونهای تغییر کرده که واشنگتن و تلآویو با چالشهای جدی روبهرو شدهاند. کارشناسان معتقدند آمریکا پس از چهل روز فشار و استفاده از «حداکثر قدرت» نتوانسته اهداف خود را علیه ایران محقق کند و اکنون از هزینههای هرگونه جنگ جدید هراس دارد.
این گزارش می افزاید که ایران توانسته معادلات بازدارندگی تازهای در منطقه ایجاد کند و با تکیه بر قدرت موشکی، ظرفیتهای دریایی و کنترل تنگه هرمز، دست برتر را در مذاکرات و میدان داشته باشد. به گفته وی، تهران حاضر به معامله بر سر حاکمیت، غنیسازی اورانیوم و رفع تحریمها نیست و از موضع قدرت مذاکره میکند.
طبق این گزارش آمریکا توان واقعی ایران را دستکم گرفته و تصور نمیکرد تهران چنین پاسخ گستردهای بدهد. ایران هنوز بخش بزرگی از توان موشکی و نظامی خود را حفظ کرده و قادر است پایگاههای آمریکا و اهداف اسرائیلی را هدف قرار دهد. گزارش المسیره هشدار میدهد که در صورت ادامه فشارها، احتمال گسترش جنگ به جبهههای جدید و ورود بازیگران منطقهای بیشتر وجود دارد.
رسانه های رژیم صهیونیستی
یک رسانه صهیونیستی نوشت جنگ علیه ایران موجب رکود اقتصادی در سرزمینهای اشغالی و کوچک شدن حدود چهار درصدی اقتصاد رژیم صهیونیستی شده است. روزنامه صهیونیستی گلوبز در گزارشی با عنوان «اقتصاد اسرائیل تحت تأثیر جنگ با ایران دچار رکود شد»، نوشت: بر اساس برآورد اولیه اداره مرکزی آمار اسرائیل، اقتصاد (این رژیم) در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶ به صورت سالانه ۳.۳ درصد کوچک شد و در مقایسه فصلی نیز ۰.۸ درصد کاهش یافت. این افت، پس از دو فصل رشد اقتصادی، عمدتاً ناشی از پیامدهای جنگ با ایران در ماههای مارس و آوریل ارزیابی شده است.
گلوبز افزود: یکی از نگرانکنندهترین شاخصها، کاهش ۴.۵ درصدی تولید ناخالص داخلی سرانه به صورت سالانه در مقایسه با سهماهه پایانی ۲۰۲۵ است؛ شاخصی که بازتابدهنده سطح واقعی رفاه و استاندارد زندگی محسوب میشود.
این رسانه صهیونیستی نوشت: دادهها حاکی از توقف روند بهبود اقتصادی در نیمه دوم سال ۲۰۲۵ است. تولید بخش تجاری که معیاری برای سنجش فعالیت واقعی بخش خصوصی محسوب میشود، در سهماهه نخست ۲۰۲۶ به صورت سالانه ۳.۱ درصد کاهش یافت؛ در حالی که در سهماهه پایانی ۲۰۲۵ رشد ۵.۴ درصدی برای آن ثبت شده بود.
گلوبز افزود: هزینه ها در بخشی خصوصی نیز ۴.۷ درصد کاهش یافت و هزینههای جاری خانوارها شامل غذا، مسکن، سوخت و برق، ۱۰.۱ درصد افت کرد. همچنین هزینههای مصرف عمومی ۴.۸ درصد کاهش یافت که عمدتاً ناشی از سقوط ۲۶.۸ درصدی مخارج غیرنظامی بود. در مقابل، هزینههای نظامی به دلیل جنگ ۹ درصد افزایش پیدا کرد.
این رسانه صهیونیستی نوشت: اقتصاددانان معتقدند امکان احیای نسبی اقتصاد اسرائیل در سهماهه دوم وجود دارد، اما میزان آن به تداوم یا توقف درگیری با ایران و سرعت بازگشت به شرایط عادی بستگی خواهد داشت.
یک رسانه صهیونیستی نوشت باوجود برقراری آتش بس بین رژیم صهیونیستی و محور مقاومت به رهبری ایران، صهیونیستهای ساکن سرزمینهای اشغالی احساس امنیت نمیکنند.
روزنامه صهیونیستی تایمز اسرائیل در گزارشی به وضعیت روانی و اجتماعی صهیونیست ها در دوران آتش بس موقت با ایران پرداخت و نوشت: با وجود آتشبسهای شکننده در جبهههای مختلف از جمله غزه، لبنان و ایران، تهدید جنگ همچنان در افق دیده میشود و همین موضوع باعث شده اسرائیلی ها در وضعیت «تعلیق دائمی» قرار گیرند.
این رسانه صهیونیستی افزود: روانشناسان این وضعیت را نوعی «ترومای جمعی مداوم» توصیف میکنند که در آن مردم فرصت لازم برای بهبود روانی ندارند، زیرا تهدیدها مدام قطع و وصل میشوند. واکنشهای روزمره مانند ترس از صدای موتور یا هشدارهای موشکی نشان میدهد که بدن و ذهن مردم همچنان در حالت آمادهباش باقی مانده است.
تایمز اسرائیل نوشت: با اینکه زندگی تا حدی به حالت عادی برگشته، احساس امنیت واقعی وجود ندارد. بسیاری از مناطق همچنان در معرض خطر هستند و احتمال از سرگیری جنگ در غزه، لبنان یا ایران همچنان بالاست.
این رسانه صهیونیستی درباره تبعات جنگ فرسایشی بر وضعیت روانی صهیونیست ها، افزود: این وضعیت طولانیمدت باعث فرسودگی روانی، ناامیدی و کاهش انرژی اجتماعی شده است.
تایمز اسرائیل هشدار داد که این چرخه «نه جنگ، نه صلح» میتواند توده اسرائیلی ها را دچار فرسایش روحی روانی کند.
یک رسانه صهیونیستی در لندن در چارچوب یک پیش بینی جامعهشناختی، برنامه رژیم صهیونیستی برای انتقال کل یهودیان جهان به سرزمین های اشغالی فلسطین در یک دهه آینده را افشا کرد.
روزنامه صهیونیستی هاآرتص در گزارشی نوشت: جمعیت شناسان پیشبینی میکنند بیشتر یهودیان جهان تا ۱۰ سال آینده در اسرائیل ساکن خواهند بود.
هاآرتص افزود: بر اساس گزارشی که از سوی مؤسسه پژوهش سیاست یهودیان در لندن منتشر شده، پیشبینی میشود ظرف کمتر از یک دهه، اکثریت یهودیان جهان در اسرائیل زندگی کنند.
این رسانه صهیونیستی با اشاره به اینکه این گزارش توسط سرجیو دلاپرگولا، جمعیتشناس برجسته اسرائیلی ـ ایتالیایی تهیه شده، نوشت: طبق این گزارش، یهودیان فوقارتدوکس ممکن است تا سال ۲۰۵۰ نیمی از کل جمعیت یهودیان جهان را تشکیل دهند.
رژیم صهیونیستی تلاش می کند تا با تغییر جغرافیای جمعیتی سرزمین های اشغالی و مجبور کردن فلسطینی ها به کوچ اجباری، زمینه را برای اشغال بیشتر این منطقه فراهم کند.





