
یادداشت مهمان، محمدرضا صادقی: در سال ۲۰۲۶، جهان شاهد یکی از پیچیدهترین دورههای تقابل ژئوپلیتیک میان ایران و ائتلاف غرب به رهبری ایالات متحده و اسرائیل بوده است. در این فضای متشنج، آنچه بیش از جابهجاییهای تاکتیکی در میدان نبرد اهمیت یافته، «جنگ روایتها» است. در حالی که ماشین رسانهای غرب با تمام توان بر «امنیتزدایی» از نام ایران تمرکز کرده است، مقاومت ایران توانسته با بهرهگیری از یک استراتژی رسانهای هوشمندانه، الگوی جدیدی از «محبوبیت مبتنی بر کنشگری» را در افکار عمومی جهانی، به ویژه در جنوب جهانی (Global South)، ایجاد کند.
گذار از پارادایم «تهدید» به «موازنه»
در تحلیل رسانهای این دوران، باید به یک تغییر بنیادین اشاره کرد. پیش از سال ۲۰۲۶، تصویر ایران در رسانههای جریان اصلی (Mainstream Media) اغلب در چارچوبهای کلیشهای تهدید-محور تعریف میشد. اما با آغاز درگیریهای اخیر، روایت مقاومت ایران توانست این کلیشهها را بشکند.
دادههای تحلیلی نشان میدهد که افکار عمومی در کشورهای در حال توسعه، از آرژانتین تا اندونزی، دیگر ایران را نه به عنوان یک بازیگر «منزوی»، بلکه به عنوان یک «موازنهگر» میبینند. این تغییر دیدگاه، نتیجه مستقیمِ برجستهسازی مفاهیم «حق دفاع مشروع» و «استقلال راهبردی» در شبکههای اجتماعی و خبرگزاریهای مستقل بوده است. وقتی روایت مقاومت بر این نکته تأکید کرد که ایران در برابر یک ساختار نابرابر قدرت ایستاده است، سرمایه اجتماعی ایران در نزد کسانی که از نظم ناعادلانه بینالمللی خشمگین هستند، به شدت افزایش یافت.
مؤلفههای قدرت نرم در کارزار ۲۰۲۶
بررسی روند کنشگری رسانهای ایران نشان میدهد که سه رکن اصلی توانسته است «محبوبیت اسمی» ایران را ارتقا دهد:
دیپلماسی حقیقت در برابر سانسور:در شرایطی که روایتهای رسمی غرب با سانسور شدید واقعیتهای میدانی همراه بود، جریان رسانهای مقاومت با انتشار تصاویر و روایتهای دستاول، خود را به عنوان منبع «خبر واقعی» تثبیت کرد. این اقدام باعث شد مخاطب جهانی که نسبت به رسانههای بزرگ بیاعتماد شده بود، برای دستیابی به حقیقت به روایتهای ایرانی رجوع کند.
همذاتپنداری با آرمانهای ضد استعماری: روایت رسانهای ایران در این مقطع هوشمندانه از ادبیات ضد استعماری استفاده کرد. با پیوند زدن نبرد خود به آرمانهای تاریخیِ عدالتخواهی، ایران توانست پیوندهای عاطفی عمیقی با تودههای مردم در سراسر جهان برقرار کند. این موضوع باعث شد که حتی کسانی که با ایدئولوژی سیاسی ایران موافق نیستند، در برابر «تهاجم خارجی» با ایران همنوا شوند.
استفاده از الگوی «کنشگر فعال»: برخلاف تصویر انفعالی که در سالهای گذشته از ایران ساخته میشد، اکنون رسانهها ایران را بازیگری فعال نشان میدهند که دارای اراده سیاسی برای تغییر معادلات است. در روانشناسی سیاسی، «قدرت» خود یک جذابیت است؛ لذا نمایش اراده و توانمندی در برابر ائتلاف غرب، به طور ناخودآگاه باعث افزایش اعتبار و وزن ایران در افکار عمومی شده است.
تأثیر بر منافع ملی: از محبوبیت به بازدارندگی
محبوبیت اسمی ایران در افکار عمومی جهانی، صرفاً یک دستاورد انتزاعی نیست، بلکه در خدمت منافع ملی قرار گرفته است. افزایش سرمایه اجتماعی در سطح بینالمللی، «هزینه سیاسی» تهاجم به ایران را برای دولتهای غربی افزایش داده است. وقتی دولتهای غربی میبینند که افکار عمومی جهان با روایت مقاومت همسو شدهاند، در اتخاذ سیاستهای تهاجمی (مانند تحریمهای جدید یا مداخلات نظامی) دچار تردید میشوند؛ چرا که نگران واکنش افکار عمومی و فشارهای داخلی در کشورهای خود هستند.
بنابراین، رسانه در اینجا نقش یک «سپر دفاعی» را ایفا کرده است. ارتقای جایگاه ایران در اذهان عمومی، بازدارندگی غیرمستقیمی ایجاد کرده که مانع از اجماع جهانی علیه منافع ملی ایران شده است. در واقع، آن «بیشینه شدن مقبولیت» در لایههای مردمی، به نوعی «مشروعیتبخشی» به رفتارهای راهبردی ایران در عرصه بینالمللی تبدیل شده است.
آیندهپژوهی جایگاه ایران
آنچه در سال ۲۰۲۶ مشاهده میکنیم، عبور ایران از دیپلماسی رسمی و سنتی به سمت «دیپلماسی شبکهای» و «رسانه-محور» است. برای تداوم این روند، حفظ این سرمایه اجتماعی نیازمند آن است که روایت مقاومت، همواره بر پایه واقعیتهای میدانی و صداقت رسانهای باقی بماند.در نهایت، موفقیت رسانهای ایران در این بحران نشان داد که قدرت، تنها در توانمندیهای نظامی خلاصه نمیشود، بلکه بخشی عظیم از قدرت ملی، در تواناییِ «اقناع جهان» نهفته است. ایران امروز در حال اثبات این حقیقت است که اگر روایت درست در زمان درست بیان شود، حتی در میان شدیدترین تهاجمات رسانهای غرب، میتوان به قلوب و اذهان مردم جهان راه یافت و از آن، دژی مستحکم برای صیانت از منافع ملی ساخت.
کارشناس مسائل بین الملل





