
یادداشت مهمان- روحالله شمسی کوشکی عضو تحریریه سوره: سالها به سنت رهبر شهید انقلاب، مراسم ترحیم مراجع و علمای برجستۀ دین در حرم حضرت معصومه(س) بَرپا میشد. این مجلس فخیم تحقیقاً به عنوان مجلس ترحیم اصلی امام شهید شناخته میشود که از سوی رهبر انقلاب بَرپا شد و به تبع جایگاه بانی آن، انتخاب سخنران و محتوای آن، بیش از هر مجلس دیگری واجد معنا و پیام بود. حالا «خمینیِ جوان»، در مراسمی که منسوب به «خامنهای جوان» است منبر میرود تا از «خامنهای شهید» بگوید. سید علی خمینی، در فضای حوزوی قم و در برابر علما و فقها میتواست به ابعاد علمی، فقهی و صفات شخصیتی رهبر شهید بپردازد. موضوعاتی که به ذائقۀ این صحنه نزدیکی بیشتری داشت. اما او موضوع دیگری را برمیگزیند. روح غالب سخنان او، از ابتدا تا انتها، بر یک محور استوار بود؛ خونخواهی و انتقام. سایر فرازهای سخنرانی نیز در امتداد همین مطالبه معنا پیدا میکرد.
خمینیِ جوان، محکم و استوار و با لحنی که تداعیگر خمینی کبیر است اصولی را گوشزد میکند که یادآور صدای رسای اسلام و «مکتب امام» است: «مذاکره مذاکره صلح نیست… مگر میشود امام حسین(ع) با یزید صلح کند؟ مگر میشود ما با آمریکای جنایتکار صلح کنیم؟ اصلاً هویت ما سازشناپذیری با استکبار است… هر کسی بخواهد مذاکره کند برای اینکه به صلح با آمریکا برسد، این خائن است… کسی که پیام دوستی به آمریکا برساند، دهانش خبیث و نجس است… این نمیشود که ما در آن زمانی که چشمهای کثیف و مشتهای کثیف دشمنان به دنبال از بین بردن جمهوری اسلامیست به این مردم تکیه کنیم و بعد وقتی که آبها از آسیاب میافتد بگوییم اینها تندند، اینها افراطی هستند». او به روشنی با اهل استکبار و استقبالکننده از استکبار مرزگذاری میکند و اصول مکتب خمینی کبیر را یادآور میشود.
این صحنه چه طور ممکن شده؟ چه چیزی این صحنه را بَرپا کرده است؟ به نظر دو چیز به هم رسیدهاند. ممکن است مردم انقلابی ما گاهی گمان کنند صدایشان به جایی نمیرسد. اما این سخنرانی گواه آن است که این صدا به گوش «سید علی خمینی» رسیده است و حالا کلام او انعکاس صدای مردم انقلابی است. دادخواهی، خونخواهی و دشمنی با استکبار و آمریکا، پیش از آنکه از پشت تریبون مجلس برخاسته باشد، در میان مردم شکل گرفته بود. در روزهای تشییع و سوگواری، آنچه بیش از هر شعار و مطالبۀ دیگری به چشم میآمد، تأکید مردم بر خونخواهی و انتقام بود. در مقابل نیز تلاشهایی برای کمرنگکردن این مطالبه در فضای رسمی دیده میشد. با این حال، سخنران مهمترین مجلس ترحیم رهبر شهید انقلاب، ترجیح داد همین مطالبه را بازتاب دهد.
البته او میتوانست چنین انتخابی نداشته باشد. حتی اگر صدای مردم به گوش او رسیده باشد دلیلی ندارد که حتماً انتخاب او انعکاس این صدا باشد. اگر او پذیرای این صدا شده، نشان از فضیلت اوست. او ایمان خود به مردم را از خمینی کبیر به ارث برده است. او نسبت به مردم انقلابی تواضع دارد. بر سر آنها فریاد نمیزند، خود را عاقلی بالاتر از مردم که باید آنها را کنترل کند نمیداند، او به حقانیت منویات مردم انقلابی ایمان دارد، آنها را صاحب حق و صاحب انقلاب میداند و بر همین مبنا حتی محتوای بیانات خود را براساس منویات و مطالبات مردمِ مبعوثشده تنظیم میکند. از همین روست که این مجلس و این سخنرانی به شدت متواضعانه برگزار شد. یکی از نقدهای جدی به بخشی از نخبگان انقلابی، شکلگیری نگاهی فخورانه و از بالا به پایین نسبت به مردم است. گویی مردم صرفاً باید شنونده و پیرو باشند. گویی مردم انقلابی زمینۀ طغیانگری دارند و اگر اینها کنترل نکنند، مردم انقلابی طغیان میکنند، این رذیلت است و به گناه ختم میشود. در مقابل ایمان به مردم انقلابی که فضیلت است و به خیر می انجامد. نگاه از بالا به مردم در حالی که مردم انقلابی از آنها جلوترند، از آنها بصیرترند، از آنها ارادهورزترند، از آنها اهل قیامترند، بیش از حد نارواست. مردم انقلابی، خود یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده به مسیر تحولات بودهاند.
این دو به هم رسیدهاند: «صدای مردم مجاهد» و «صدای عالِمِ انقلابی»؛ عالمی که از اصول اسلام و مکتب خمینی کبیر میگوید. از این رو آرایش این صحنه حائز اهمیت است. همین انتخاب است که عنوان «خمینی؛ یاور خامنهای» را معنا میکند؛ یاریای که نه در تعارفات سیاسی، بلکه در همصدایی با مردمی جلوه یافت که خود را پاسدار راه و آرمان رهبرشان میدانند.



