
خبرگزاری مهر- گروه دین، حوزه و اندیشه- عصمت علی آبادی : جشن میلاد پیامبر اکرم(ص) تنها یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه فرصتی است برای بازنگری در پیوند میان ادعای محبت و عمل به سیره ایشان؛ چرا که حقیقتِ عشق به پیامبر، در گرو تبدیل کردن آموزههای ایشان به سبک زندگی و رفتاری در میان مردم است. اگر بخواهیم از میان انبوهِ شعارها، به حقیقتِ پیروی برسیم و وظایف واقعی خود را در قبال این منبع عظیم هدایت بازشناسی کنیم، باید با نگاهی تحلیلی به زندگی ایشان بنگریم تا دریابیم که پیامبر(ص) چگونه میتوانند برای امروز ما نیز مشعل روشنگری باشند. در این گفتگو، ابعاد مختلف این موضوع را از نگاه حجتالاسلام رضا غلامی قائم مقام بنیاد هدایت دنبال میکنیم.
وحدت مسلمانان چه جایگاهی در سیره پیامبر اکرم(ص) دارد و ولادت ایشان چگونه میتواند زمینهساز همدلی میان مسلمانان باشد؟
سیره پیامبر اکرم(ص) بر پایه اصل «وحدت» و «جمعیتگرایی» استوار است. ایشان نه تنها برای یک قبیله یا یک گروه خاص، بلکه برای تمامی بشریت مبعوث شدند. از نخستین روزهای دعوت در مکه تا تدوین نظام سیاسی در مدینه، همواره تلاش ایشان بر این بود که تفرقهها را از میان بردارد و بستری برای همزیستی مسالمتآمیز فراهم کند.
یکی از برجستهترین تجلیات این وحدت، پیماننامه مدینه است. پیامبر(ص) با تدوین این منشور، فراتر از مرزهای مذهبی، میان پیروان ادیان مختلف و قبایل متفرقه توافق ایجاد کردند. این نشان میدهد که هدف ایشان ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر عدالت و حقوق متقابل بود که زیربنای وحدت در میان پیروان دین است.
در مواجهه با اختلافات داخلی، پیامبر(ص) همواره نقش میانجی و مصلح را ایفا میکردند. ایشان هرگز از قدرت برای تحمیل دیدگاه خود بر گروههای مختلف استفاده نکردند، بلکه با استفاده از حکمت و مدارا، تلاش میکردند تا نقاط مشترک را برجسته کرده و از ترویج نفرت و کینهتوزی جلوگیری کنند.
مناسبت ولادت پیامبر(ص) به دلیل ماهیت جهانی و فراتر از مرزهای ملی و مذهبی، میتواند نقطه عطفی برای تجدید پیمان وحدت باشد. این روز، یادآور آمدن انسانی است که هدف اصلیاش نجات بشریت از تاریکیها و پراکندگیها بود. لذا، تمرکز بر جنبههای جهانشمول سیره ایشان، میتواند ذهنیتهای محدودکننده را به چالش بکشد.
در روزهای میلاد، اگر به جای تمرکز بر تفاوتهای فقهی یا تاریخی، بر «رحمت جهانی» ایشان تمرکز کنیم، میتوانیم پیوند عاطفی مشترکی میان تمام مسلمانان ایجاد کنیم. این روز فرصتی است تا مسلمانان از هر گوشه جهان، با یادآوری مشترکترین پیوند خود یعنی عشق به پیامبر(ص)، با یکدیگر همسخن شوند.
در نهایت، ولادت پیامبر(ص) باید زمینهساز نوعی «وحدت عمل» باشد. یعنی مسلمانان با یادآوری اینکه پیامبر(ص) برای برقراری صلح و عدالت آمده بود، تلاش کنند تا در دنیای امروز نیز با نادیده گرفتن اختلافات فرعی، در مسیر تحقق ارزشهای مشترک انسانی و اسلامی، با یکدیگری همکاری کنند.
تفاوت میان محبت زبانی به پیامبر(ص) و پیروی عملی از سیره ایشان چیست؟
محبت زبانی، در لایه سطحی و عاطفی، نوعی ابراز ارادت از طریق کلام، ذکر صلوات و شعارهای زیباست. این نوع محبت، اگرچه خود از ریشه و اصل است و نشان از پیوند قلبی دارد، اما اگر تنها در مرز کلام باقی بماند، میتواند به یک سنتِ بیروح و مصلحتآمیز تبدیل شود که اثری در تغییر رفتار فرد یا جامعه ندارد.
در مقابل، پیروی عملی، یعنی تبدیل کردن آموزههای پیامبر(ص) به الگوی رفتاری در زندگی روزمره. پیروی عملی یعنی وقتی در بازار هستیم، به امانتداری ایشان بیندیشیم؛ وقتی در خانه هستیم، به مدارای ایشان با خانواده بیندیشیم و وقتی در جامعه هستیم، به عدالت ایشان عمل کنیم. اینجاست که محبت از یک شعار، به یک «کردار» بدل میشود.
تفاوت اصلی این دو در «تغییرآفرینی» است. محبت زبانی ممکن است آرامش روحی موقتی به فرد ببخشد، اما پیروی عملی است که میتواند شخصیت انسان را صیقل دهد و او را از خودخواهی به سمت ایثار، و از بیتفاوتی به سمت مسئولیتپذیری سوق دهد. پیروی، مسیر رشد و تکامل روح است.
یکی از خطرات بزرگ، فاصله گرفتن میان «ادعا» و «عمل» است. وقتی مسلمانان به شدت از پیامبر(ص) دم میزنند اما در عمل، رفتاری متناقض با آموزههای ایشان (مانند ظلم به دیگران یا عدم صداقت) دارند، در واقع چهرهای از دین را ارائه میدهند که با اصل پیامبر(ص) در تضاد است. این تضاد، بیش از هر چیز به اعتبار مذهب آسیب میزند.
محبت واقعی، محبتی است که در آزمونها و سختیها خود را نشان دهد. در واقع، پیروی از سیره، آزمونِ صدقِ محبت است. اگر کسی مدعی عشق به پیامبر(ص) است، باید در لحظه تصمیمگیریهای دشوار، اولویتهای اخلاقی که ایشان آموزش دادهاند را بر منافع شخصی خود مقدم بداند.
بنابراین، هدف نهایی از ابراز محبت، رسیدن به مقام «اتباع» (پیروی) است. ما باید از مرحلهی «ستایش کلامی» عبور کرده و به مرحلهی «الگوبرداری رفتاری» برسیم. تنها زمانی میتوان گفت که به پیامبر(ص) تعلق داریم که رفتار ما، تبلور و بازتابی از اخلاق متعالی ایشان در دنیای مدرن باشد.
مهمترین وظیفه مسلمانان در قبال پیامبر اکرم(ص) چیست؟
مهمترین وظیفه مسلمانان در قبال پیامبر(ص)، «بازسازی خود» بر اساس الگوی ایشان است. پیامبر(ص) مأمور به تزکیه و تربیت بودند؛ لذا وظیفه ما نیز این است که اجازه ندهیم آموزههای ایشان تنها در کتابها باقی بماند، بلکه باید با تمرکز بر اخلاق، شخصیت خود را به گونهای بسازیم که مظهر زیباییهای اسلام باشیم.
وظیفه دوم، «تشیعِ سیره» یا همان ترویج و بازنمایی واقعی پیامهای ایشان است. این به معنای ترویج اسلام به روشی است که با روح پیامبر(ص) سازگار باشد؛ یعنی با حکمت، رحمت و منطق، و نه با خشونت و تحکیمِ زور. ما موظفیم پیامبر(ص) را در قالب اخلاق و رفتار، به جهان معرفی کنیم.
در لایه اجتماعی، وظیفه مسلمانان «دفاع از ارزشهای انسانی» که پیامبر(ص) بنیان نهادند، است. ایشان برای حفظ کرامت انسانی، حقوق زنان، کودکان و حتی حقوق جانوران و طبیعت مبارزه کردند. امروز وظیفه ما این است که در برابر هرگونه ظلم، نابرابری و هتک حرمتِ کرامت انسان، به سبک پیامبر(ص) ایستادگی کنیم.
همچنین، «شناخت عمیق و صحیح» از پیامبر(ص) یک وظیفه دینی است. ما نباید به شناختهای سطحی یا روایتهای تحریفشده بسنده کنیم. مطالعه تاریخ، فهم مقاصد شریعت و درک دقیق سیره ایشان، وظیفهای است که هر مسلمانی برای جلوگیری از انحراف در مسیر خود بر عهده دارد.
وظیفه دیگر، «اتحاد و همافزایی» است. پیامبر(ص) با ایجاد پیوند میان قبایل پراکنده، یک امت واحد ساختند. امروز نیز وظیفه مسلمانان این است که با عبور از تعصبات مذهبگرایانه و قومیتی، سعی در ایجاد یک بلوک واحد و همدل باشند تا بتوانند در برابر چالشهای جهانی، موضعی تاثیرگذار داشته باشند.
در نهایت، وظیفه ما «پیوند زدن اسلام با واقعیتهای روز» است. نباید پیامبر(ص) را تنها در قالب یک شخصیت تاریخیِ دوردست تصور کنیم؛ بلکه وظیفه داریم پرسشهای معاصر را با نگاه به سیره ایشان پاسخ دهیم و نشان دهیم که آموزههای ایشان برای مدیریت بحرانهای امروز بشر نیز کارآمد و زنده است.
اگر پیامبر اکرم(ص) امروز در میان ما حضور داشتند، درباره کدام مسائل جامعه بیش از همه دغدغهمند بودند؟
با توجه به سیره پیامبر(ص) که همواره بر عدالت و کرامت انسان تمرکز داشت، احتمالاً نخستین دغدغه ایشان «شکاف طبقاتی و بیعدالتی اقتصادی» بود. ایشان در دوران خود با نظامهای استثمارگر مبارزه کردند؛ لذا در دنیای امروز نیز، انباشت ثروت در دست عدهای محدود و رنج طبقات فرودست، قطعاً ایشان را نگران میکرد.
دومین دغدغه ایشان احتمالاً «بحران اخلاق و فروپاشی ارزشهای انسانی» بود. پیامبر(ص) مأمور به تکمیل اخلاق بودند. در جامعهای که صداقت، امانت و حرمتِ انسان در برابر مادیگرایی و خودخواهی رنگ باخته است، ایشان قطعاً برای بازگشت به اصالتهای اخلاقی و بازسازی روح انسانها دغدغه جدی داشتند.
مسئله «تضعیف پیوندهای اجتماعی و تفرقه» نیز حتماً در صدر دغدغههای ایشان بود. پیامبر(ص) که تمام عمر برای ایجاد وحدت و انسجام تلاش کردند، قطعاً از مشاهده تفرقه، نژادپرستی، تعصبات کورکورانه و دشمنیهای میان مسلمانان و حتی میان انسانها، بسیار رنج میبردند.
در حوزه خانواده، ایشان احتمالاً نسبت به «بیثباتی خانوادهها و از بین رفتن حقوق کودکان و زنان» دغدغهمند بودند. با توجه به تاکید مکرر ایشان بر حسن معاشرت با خانواده و رعایت حقوق آسیبپذیرترین اقشار، مشاهده فروپاشی ساختار خانواده و نادیده گرفتن حقوق اخلاقی در این حوزه، برای ایشان بسیار دردناک بود.
همچنین، ایشان قطعاً نسبت به «بیرحمی نسبت به طبیعت و محیط زیست» دغدغهمند بودند. پیامبر(ص) آموزههای بسیاری در مورد حفظ آب، درختان و حیوانات داشتند. در عصری که انسان با استثمار بیرویه طبیعت و تخریب زیستکره روبروست، این موضوع با اصول سیره ایشان در تضاد کامل است.
در نهایت، دغدغه بزرگ ایشان «جوانان و گمراهی فکری آنان» بود. پیامبر(ص) همواره به جوانان اهمیت میدادند و برای تربیت آنها برنامهریزی میکردند. مشاهده اینکه چگونه نسل جوان در میان سیل اطلاعاتهای نادرست و بحرانهای هویت، در جستجوی معنای زندگی سرگردان شده است، قطعاً یکی از دغدغههای اصلی ایشان میبود.



